پارت چهارم🧡💚

پارت چهارم🧡💚
قلبی که به تو تعلق داره باکودکو
معلم: خب بچه ها امروز میخوایم درباره اینکه کی میخواد قهرمان بشه و چجور قهرمانی بشه صحبت کنیم. بچه ها کی میخواد توی مدرسه قهرمانی یو.ای ثبت نام کنه؟
(باکوگو و ایزوکو و 4 نفر دیگه دستشونو بالا بردن)
یکی از دانش اموزان: ایزوکو تو که کوسه نداری چجوری میخوای قهرمان بشی هاهاها(همه شروع کردن به مسخره کردن ایزوکو)
<بعد کلاس>
باکوگو: هوی دکوی نفله. تو میخوای قهرمان شی عوضی تو که کوسه نداری. ها؟ تو عوضی فکر کردی میتونی به من برسی و بتونب قهرمان شماره 1 بشی.؟
اون دفتر چیه دستت. بده بیاد
دکو: نه پسش بده
باکوگو: هومممم دفتر اطلاعات. هه تو میخای به اینا قهرمان بشی نفله
(باکوگو دفتر ایزوکو رو سوزوند و پرتش کرد بیرون)
هی نفله تو خیلی عقبی جرعت نکن یه بار دیگه بگی میخوای بری یو.ای و قهرمان شی. تو هیچ کوسه ای نداره کله بروکلی.
(باکوگو دستشو گذاش روی شونه ایزوکو و انفجار کوچیک درست کرد و به دهانش را به گوش ایزوکو نزدیک کرد)
ولی شاید یه راه دیگه باشه برو خودتو از ساختمون پرت کنو خودتو بکش شاید توی زندگی بعدیت کو داشته باشی نفله عوضی
{دکو:اره اگه اینکارو کنم هم خودم راحت میشم هم کاچان راحت بشه}
دیدگاه ها (۰)

پارت شونزدهم🧡💚قلبی که به تو تعلق داره باکودکو (ایزوکو میره پ...

سناریو باکودکو

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹³باکوگو: هی هی حرف نزن دکو...نباید حرف...

سناریو باکودکو

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

پارت ۲باکوگو که هنوز دستش روی قلبش بود از گردن دکو جدا شد 《ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط