زنگ خونمون خراب شده بود رفتم پیشه تمیرکار گفتم زنگ خونمون
زنگ خونمون خراب شده بود رفتم پیشه تمیرکار گفتم زنگ خونمون خراب شده گفت دوساعت دیگه میام.
چهارساعت گذشت نیومد رفتم سراغش گفتم چرا نیومدی گفت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اومدم زنگ زدم نبودین
چهارساعت گذشت نیومد رفتم سراغش گفتم چرا نیومدی گفت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اومدم زنگ زدم نبودین
- ۱.۶k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط