بعد از قرنها دوریت,

بعد از قرنها دوریت,


دفترم را باز می کنم...


اولین صفحه رفتنت دارد,


به صفحات دیگر نگاه می کنم...


تمام صفحات را از نبودنت...


از غم دوریت...


از چشم انتظاریم و امید به بازگشتت پر کردم...


تنها یک برگ سفید باقی مانده,


که برای آمدنت خالی گذاشته ام...
دیدگاه ها (۴)

و حال شده ام مردی با آرزوهایی بزرگ اما خسته دلم پرواز می خوا...

دستانم به نوشتن نمیرود!! انگار چیزی جلوی من را میگیرد.... ....

گفتم: خسته*ام گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله .:: از رحمت خدا نا...

از دور نگاهش میکنم . . . . . . لاغر و قد بلند اما ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

_حقیقت اینه که به مرور زمان دارم لال‌تر می‌شم.خیلی سعی می‌کن...

#ازت.متنفرم.اما.دوست.دارم #پارت18---------------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط