◀️ «علیالاصول» و «تحمیلِ حکمیت»⁉️
◀️ «علیالاصول» و «تحمیلِ حکمیت»⁉️
برخی کوشیدهاند میانِ عبارتِ «علیالاصول نظر دیگری داشتم» در پیامِ رهبر فرزانه انقلاب و جریانِ «تحمیلِ حکمیت» در صفین، شباهتی واهی ایجاد کنند؛ اما این قیاس، هم از نظرِ تاریخی، هم از نظرِ منطقی، و هم از نظرِ راهبردی، نادرست و گمراهکننده است. برای روشن شدنِ موضوع، ناگزیریم هر دو پدیده را در بسترِ خودشان بررسی کنیم:
🔺 در صفین چه گذشت؟ «تحمیل» از جنسِ تهدید و شورش
در جریانِ جنگ صفین، هنگامی که سپاهِ امام علی(ع) در آستانهی پیروزیِ قاطع بر سپاهِ معاویه بود، عمروعاص با حیلهای روانی، قرآنها را بر سرِ نیزه کرد و فریاد «حکمیتِ قرآن» سر داد. در این هنگام، بخشِ بزرگی از سپاهِ امام که برخی از رویِ سادهلوحی، برخی از رویِ نفاق و برخی از رویِ ترس از ادامهی جنگ، بر امام شوریدند و او را تهدید به قتل یا تسلیم به معاویه کردند. امام علی(ع) در این شرایط، علیرغمِ آگاهیِ کامل از حیلهی دشمن، و علیرغمِ تأکید بر ادامهی جنگ، مجبور شد تن به حکمیت دهد؛ چرا که در آن مقطع، «وحدتِ سپاه» برایش از «پیروزیِ فوری» مهمتر بود.
نتیجهی صفین، پذیرشِ حکمیت، یک «تحمیلِ داخلی» بود؛ یعنی گروهی از خودِ لشکرِ امام، با تهدید و شورش، تصمیم را به امام تحمیل کردند. امام نیز برای حفظِ انسجامِ سپاه، ناچار به پذیرش شد.
🔺 در پیامِ رهبر فرزانه انقلاب چه گذشت؟ «تعهدِ جمعی» در چهارچوبِ نظام
در پیامِ اخیر، رهبر معظم انقلاب صراحتاً میفرمایند: «علیالاصول، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.»
تفاوتهای بنیادین این دو عبارت:
۱. در صفین، تحمیل از پایین (شورشِ بخشی از سپاه بر امام) رخ داد اما در زمان ما تعهد از بالا انجام شد (رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی، مسئولیت را میپذیرند و از رهبری اجازه میخواهند)
۲. در صفین، تهدیدِ فیزیکی و نظامی رخ داد و گفتند اگر حکمیت نپذیری، تو را میکشیم. اما در زمان ما چارچوبِ قانونی و تشکیلاتی شورای عالی امنیت ملی که مرجعِ رسمی تصمیمگیری است، چنین پیشنهادی را مطرح کرد.
۳. امام علیرغمِ تشخیصِ درست، ناچار به پذیرش شد اما رهبر انقلاب با آگاهیِ کامل، بر اساسِ «تعهدِ جمعی» و نه «فشارِ داخلی»، اجازه صادر کردندـ
👈 لذا نتیجهی صفین، شکستِ سیاسی برای علی(ع) و تقویتِ معاویه بود اما نتیجهی این تفاهم، موکول به «عملکردِ دشمن» شده است؛ اگر دشمن به تعهدات عمل کند، به نفعِ ایران تمام میشود و اگر نکند، «قضاوتِ نهایی» با ملت خواهد بود.
🔺 تفاوت در «مخاطبِ تحمیل»: مردمِ کوفه در برابرِ شورای عالی امنیت ملی
در صفین، آنچه بر امام تحمیل شد، خواستِ «جمعیتِ بیتخصص» بود؛ مردمی که به جایِ تحلیلِ راهبردی، تحتِ تأثیرِ یک عملیاتِ روانی، از امام خواستند که دست از جنگ بردارد. اما در نظامِ جمهوری اسلامی، تصمیمگیریِ راهبردی در حوزهی مذاکرات، از مجرای «شورای عالی امنیت ملی» میگذرد؛ نهادی که متشکل از نخبگانِ نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی کشور است و با اشراف بر همهی ابعاد، تصمیمگیری میکند.
پس در صفین، «عامیهایِ احساساتی» بر «امامِ معصوم» تحمیل کردند، اما در نظامِ جمهوری اسلامی، «نخبگانِ تخصصی» با «رهبریِ فقیه و عالیقدر» به یک «تفاهمِ جمعی» میرسند و آن را به اجرا میگذارند. قیاسِ این دو، قیاسِ «غوغایِ عامیانه» با «نظامِ کارشناسی» است.
⛔️ «علیالاصول نظر دیگری داشتم» یعنی «ترجیحِ نظر جمعی» نه «مخالفتِ بنیادین»
در ادبیاتِ فقهی و اصولی، «علیالاصول» یعنی «بر اساسِ قاعدهی اولیه». این عبارت به این معناست که اگر قرار بود بر اساسِ اصل اولیه تصمیمگیری شود، رهبری مسیر دیگری را برمیگزیدند؛ اما چون «مصلحتِ جمعی» و «تعهدِ مسئولان» اقتضاء میکرد، ایشان «اجازه» صادر کردند. این دقیقاً نقطهی مقابلِ «تحمیل» است؛ در صفین، تحمیل یعنی «مردم، بر خلافِ نظرِ امام، از او خواستند»؛ اما اینجا، «امامِ جامعه» در برابرِ خواستِ عامه عقبنشینی نکردند؛ بلکه «ولیفقیه» در یک نظامِ منسجم، با پذیرشِ «نظرِ جمعیِ کارشناسان»، مصلحت را در «اجازه» میبیند، نه در «مخالفت».
ادامه 👇در پست بعد
#فتنه_انقلابی_نما
برخی کوشیدهاند میانِ عبارتِ «علیالاصول نظر دیگری داشتم» در پیامِ رهبر فرزانه انقلاب و جریانِ «تحمیلِ حکمیت» در صفین، شباهتی واهی ایجاد کنند؛ اما این قیاس، هم از نظرِ تاریخی، هم از نظرِ منطقی، و هم از نظرِ راهبردی، نادرست و گمراهکننده است. برای روشن شدنِ موضوع، ناگزیریم هر دو پدیده را در بسترِ خودشان بررسی کنیم:
🔺 در صفین چه گذشت؟ «تحمیل» از جنسِ تهدید و شورش
در جریانِ جنگ صفین، هنگامی که سپاهِ امام علی(ع) در آستانهی پیروزیِ قاطع بر سپاهِ معاویه بود، عمروعاص با حیلهای روانی، قرآنها را بر سرِ نیزه کرد و فریاد «حکمیتِ قرآن» سر داد. در این هنگام، بخشِ بزرگی از سپاهِ امام که برخی از رویِ سادهلوحی، برخی از رویِ نفاق و برخی از رویِ ترس از ادامهی جنگ، بر امام شوریدند و او را تهدید به قتل یا تسلیم به معاویه کردند. امام علی(ع) در این شرایط، علیرغمِ آگاهیِ کامل از حیلهی دشمن، و علیرغمِ تأکید بر ادامهی جنگ، مجبور شد تن به حکمیت دهد؛ چرا که در آن مقطع، «وحدتِ سپاه» برایش از «پیروزیِ فوری» مهمتر بود.
نتیجهی صفین، پذیرشِ حکمیت، یک «تحمیلِ داخلی» بود؛ یعنی گروهی از خودِ لشکرِ امام، با تهدید و شورش، تصمیم را به امام تحمیل کردند. امام نیز برای حفظِ انسجامِ سپاه، ناچار به پذیرش شد.
🔺 در پیامِ رهبر فرزانه انقلاب چه گذشت؟ «تعهدِ جمعی» در چهارچوبِ نظام
در پیامِ اخیر، رهبر معظم انقلاب صراحتاً میفرمایند: «علیالاصول، نظر دیگری داشتم، ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.»
تفاوتهای بنیادین این دو عبارت:
۱. در صفین، تحمیل از پایین (شورشِ بخشی از سپاه بر امام) رخ داد اما در زمان ما تعهد از بالا انجام شد (رئیسجمهور و شورای عالی امنیت ملی، مسئولیت را میپذیرند و از رهبری اجازه میخواهند)
۲. در صفین، تهدیدِ فیزیکی و نظامی رخ داد و گفتند اگر حکمیت نپذیری، تو را میکشیم. اما در زمان ما چارچوبِ قانونی و تشکیلاتی شورای عالی امنیت ملی که مرجعِ رسمی تصمیمگیری است، چنین پیشنهادی را مطرح کرد.
۳. امام علیرغمِ تشخیصِ درست، ناچار به پذیرش شد اما رهبر انقلاب با آگاهیِ کامل، بر اساسِ «تعهدِ جمعی» و نه «فشارِ داخلی»، اجازه صادر کردندـ
👈 لذا نتیجهی صفین، شکستِ سیاسی برای علی(ع) و تقویتِ معاویه بود اما نتیجهی این تفاهم، موکول به «عملکردِ دشمن» شده است؛ اگر دشمن به تعهدات عمل کند، به نفعِ ایران تمام میشود و اگر نکند، «قضاوتِ نهایی» با ملت خواهد بود.
🔺 تفاوت در «مخاطبِ تحمیل»: مردمِ کوفه در برابرِ شورای عالی امنیت ملی
در صفین، آنچه بر امام تحمیل شد، خواستِ «جمعیتِ بیتخصص» بود؛ مردمی که به جایِ تحلیلِ راهبردی، تحتِ تأثیرِ یک عملیاتِ روانی، از امام خواستند که دست از جنگ بردارد. اما در نظامِ جمهوری اسلامی، تصمیمگیریِ راهبردی در حوزهی مذاکرات، از مجرای «شورای عالی امنیت ملی» میگذرد؛ نهادی که متشکل از نخبگانِ نظامی، امنیتی، اقتصادی و سیاسی کشور است و با اشراف بر همهی ابعاد، تصمیمگیری میکند.
پس در صفین، «عامیهایِ احساساتی» بر «امامِ معصوم» تحمیل کردند، اما در نظامِ جمهوری اسلامی، «نخبگانِ تخصصی» با «رهبریِ فقیه و عالیقدر» به یک «تفاهمِ جمعی» میرسند و آن را به اجرا میگذارند. قیاسِ این دو، قیاسِ «غوغایِ عامیانه» با «نظامِ کارشناسی» است.
⛔️ «علیالاصول نظر دیگری داشتم» یعنی «ترجیحِ نظر جمعی» نه «مخالفتِ بنیادین»
در ادبیاتِ فقهی و اصولی، «علیالاصول» یعنی «بر اساسِ قاعدهی اولیه». این عبارت به این معناست که اگر قرار بود بر اساسِ اصل اولیه تصمیمگیری شود، رهبری مسیر دیگری را برمیگزیدند؛ اما چون «مصلحتِ جمعی» و «تعهدِ مسئولان» اقتضاء میکرد، ایشان «اجازه» صادر کردند. این دقیقاً نقطهی مقابلِ «تحمیل» است؛ در صفین، تحمیل یعنی «مردم، بر خلافِ نظرِ امام، از او خواستند»؛ اما اینجا، «امامِ جامعه» در برابرِ خواستِ عامه عقبنشینی نکردند؛ بلکه «ولیفقیه» در یک نظامِ منسجم، با پذیرشِ «نظرِ جمعیِ کارشناسان»، مصلحت را در «اجازه» میبیند، نه در «مخالفت».
ادامه 👇در پست بعد
#فتنه_انقلابی_نما
- ۳۰
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط