I loved be angel

I loved be angel
PART 38






ا/ت. از اینکه اون طوری بهم زل زده بود اصلا حس خوبی نمیگرفتم برای همین سریع قرص رو پیدا کردم و بدون آب خوردم ...
می خاستم بلند شم انگار پاهام مخالف من بود پاهام گرفته بود...بی دلیل...!!!
یکم نشستم که پاهام بهتر شه اما همچنان نگاه های سنگین تهیونگ رو حس میکردم...
ا/ت. چرا زل زدی به من ؟... ( .اروم
تهیونگ........
ا/ت. جوابمو بده....( اخم
تهیونگ. چیه فکر کردیدمحوت شدم.....من اصلا به تو نگاه نمیکردم ....( پوزخند
ا/ت. اره مشخص بود
تهیونگ. اره...خیلی مشخص بود ...( ناخوآگاه پوزخند روانی طوری زد
ا/ت . همیشه از این طرز پوزخند زدن هاش میترسیدم اما به روم نمیاوردم ...میدونستم بعد این پوزخند هر کاری‌از دستش بر میاد برای همین به هر طوری که بود پامو حرکت دادم‌ و رفتم بالا تو اتاق دراز رو تخت ....
یعنی سونگبین الان دنبالم میگرده؟ نگرانمه؟ دلش برام تنگ شده؟
من همیشه سرش غر میزدم و ازش ایراد میگرفتم اما الان شدیدا دلم می خاست پیشم بود....
آدم قدر خیلی چیزا رو دیر میفهمه ..!
تهیونگ. ا/ت درست گفته بود بی دلیل زل زده بودم بهش بدون اینکه بخام ...
بیخیال فکرای مزخرف ذهنم شدم و رفتم تو اتاقم و یکم بعد خوابم برد...
سونگبین. رفتم بودم جواب آزمایش اثر انگشت رو بگیرم که یکی از همکارام اومد سمتم ...
آیان . سونگبینن....( بلند و دویید سمتش
سونگبین. آیان.؟...چه خبرته ؟ تو اینجا چیکار میکنی ؟
آیان. سونگبین اتفاق بدی افتاده....سرهنگ مین خواسته فورا بری دفترش...احتمالا به این پرونده جدیدت مربوطه...
سونگبین. با این حرف آیان دوییدم سمت دفتر سرهنگ و در زدم و وارد اتاق شدم ....
سرهنگ مین. اتفاق بدی افتاده سونگبین .... یه قتل تو یه هتل انزدیکی کاگنام تفاق افتاده ...!...من افرادی رو برای شناسایی فرستادم....توام برو احتمالا این مربوط به پرونده ایهکه بهت دادم ...
سونگبین. بله قربان الان میرم....( رفت اتاقش و وسایل لازم رو برداشت و با آیان رفتم به اون هتل.....







ادامه دارد.....
#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۱۸)

سناریو تصویری/ بی تی اس

سناریو تصویری/ تهیونگ

I loved be angel PART 30تهیونگ. نمیدونستم چیکار کنم برای همی...

part ۴ استاد جذاب من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط