بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
بلکه مسئله صیانت ازدختر و ازدواج مناسب برای او می باشد.
شهید آیت الله مطهری رحمة الله علیه:
فلسفه این که دوشیزگان لازم است - یا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نکنند ناشی از این نیست که دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی کمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به این جهت بود چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه که بیوه شانزده ساله نیازی به موافقت پدر ندارد و دوشیزه هجده ساله طبق این قول نیاز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره کار خودش قاصر است، چرا اسلام به دختر بالغ رشید استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد میلیونی او را صحیح و مستغنی از موافقت پدر یا برادر یا شوهر میداند؟
این مطالب فلسفه دیگری دارد که به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شکارچیگری مرد از یک طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر.
مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آنچه مرد را می لغزاند و از پا در میآورد
شهوت است،و زن به اعتراف روانشناسان، صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بیشتر است. اما آن چیزی که زن را از پا در میآورد و اسیر میکند اینست که نغمه محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود.
خوش باوری زن در همین جاست. زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور میکند.پروفسور ریک، روانشناس آمریکائی میگوید: بهترین جملهای که یک مرد میتواند به زنی بگوید، اصطلاح عزیزم ، تو را دوست دارم است.
همو میگوید: خوشبختی برای یک زن، یعنی بدست آوردن قلب یک مرد و نگهداری او برای تمام عمر.
رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، آن روانشناس خدائی، این حقیقت را چهارده قرن پیش به وضوح بیان کرده است. آن حضرت میفرماید: سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بیرون نمیرود.
مردان شکارچی از این احساس زن همواره استفاده میکنند. دام عزیزم ،از عشق تو میمیرم برای شکار دخترانی که درباره مردان تجربهای ندارند بهترین دامها است. اینجاست که لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش که از احساسات مردان بهتر آگاه است وپدران جز در شرایط استثنائی برای دختران خیر و سعادت میخواهند مشورت کند و لزوما موافقت او را جلب کند.
در اینجا قانون به هیچ وجه زن را تحقیر نکرده است، بلکه دست حمایت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختیار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانیم آنهم بشرط این که پدر سوء نیت یا کج سلیقگی خاصی که مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عیبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ این یک احتیاط و مراقبتی است که قانون برای حفظ زنِ تجربه نکرده، کرده است و ناشی از نوعی سوء ظن به طبیعت مرد است.
(فرازهایی از کتاب نظام حقوق زن در اسلام - مجله زن روز شماره 90)( پایان)
پاسخ قسمت سوم :
بلکه مسئله صیانت ازدختر و ازدواج مناسب برای او می باشد.
شهید آیت الله مطهری رحمة الله علیه:
فلسفه این که دوشیزگان لازم است - یا لااقل خوب است - بدون موافقت پدران با مردی ازدواج نکنند ناشی از این نیست که دختر قاصر شناخته شده و از لحاظ رشد اجتماعی کمتر از مرد بحساب آمده است. اگر به این جهت بود چه فرقی است میان بیوه و دوشیزه که بیوه شانزده ساله نیازی به موافقت پدر ندارد و دوشیزه هجده ساله طبق این قول نیاز دارد. بعلاوه اگر دختر از نظر اسلام در اداره کار خودش قاصر است، چرا اسلام به دختر بالغ رشید استقلال اقتصادی داده است و معاملات چند صد میلیونی او را صحیح و مستغنی از موافقت پدر یا برادر یا شوهر میداند؟
این مطالب فلسفه دیگری دارد که به گوشهای از روانشناسی زن و مرد مربوط است. مربوط است به حس شکارچیگری مرد از یک طرف و به خوش باوری زن نسبت به وفا و صداقت مرد از طرف دیگر.
مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت. آنچه مرد را می لغزاند و از پا در میآورد
شهوت است،و زن به اعتراف روانشناسان، صبر و استقامتش در مقابل شهوت از مرد بیشتر است. اما آن چیزی که زن را از پا در میآورد و اسیر میکند اینست که نغمه محبت، صفا، وفا و عشق از دهان مردی بشنود.
خوش باوری زن در همین جاست. زن مادامی که دوشیزه است و هنوز صابون مردان به جامهاش نخورده است، زمزمههای محبت مردان را بسهولت باور میکند.پروفسور ریک، روانشناس آمریکائی میگوید: بهترین جملهای که یک مرد میتواند به زنی بگوید، اصطلاح عزیزم ، تو را دوست دارم است.
همو میگوید: خوشبختی برای یک زن، یعنی بدست آوردن قلب یک مرد و نگهداری او برای تمام عمر.
رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، آن روانشناس خدائی، این حقیقت را چهارده قرن پیش به وضوح بیان کرده است. آن حضرت میفرماید: سخن مرد به زن که تو را دوست دارم، هرگز از دل زن بیرون نمیرود.
مردان شکارچی از این احساس زن همواره استفاده میکنند. دام عزیزم ،از عشق تو میمیرم برای شکار دخترانی که درباره مردان تجربهای ندارند بهترین دامها است. اینجاست که لازم است دخترِ مرد ناآزموده، با پدرش که از احساسات مردان بهتر آگاه است وپدران جز در شرایط استثنائی برای دختران خیر و سعادت میخواهند مشورت کند و لزوما موافقت او را جلب کند.
در اینجا قانون به هیچ وجه زن را تحقیر نکرده است، بلکه دست حمایت خود را روی شانه او گذاشته است. اگر اختیار ازدواج بدست خود دختران باشد و موافقت پدر را شرط صحت ازدواج بدانیم آنهم بشرط این که پدر سوء نیت یا کج سلیقگی خاصی که مانع ازدواج دختر بشود نداشته باشد چه عیبی دارد و چه منافاتی با اصل آزادی انسانها دارد؟ این یک احتیاط و مراقبتی است که قانون برای حفظ زنِ تجربه نکرده، کرده است و ناشی از نوعی سوء ظن به طبیعت مرد است.
(فرازهایی از کتاب نظام حقوق زن در اسلام - مجله زن روز شماره 90)( پایان)
- ۴۵
- ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط