بر لبه ی پرتگاهی ایستاده ام
بر لبه ی پرتگاهی ایستاده ام
که در بی نهایتش ... صدایم می زنی
مثل همیشه ... با همان نوای آرامش بخش
که آنرا با دنیا عوض نمی کنم ..
باد، بوی عطرت را برایم به ارمغان می آورد
خاطرات با تو بودن رژه می روند
مقابل چشمانم
و چه زیباست:
سقوط آزاد... در آغوش تو!
که در بی نهایتش ... صدایم می زنی
مثل همیشه ... با همان نوای آرامش بخش
که آنرا با دنیا عوض نمی کنم ..
باد، بوی عطرت را برایم به ارمغان می آورد
خاطرات با تو بودن رژه می روند
مقابل چشمانم
و چه زیباست:
سقوط آزاد... در آغوش تو!
- ۳۷۴
- ۲۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط