من از عهد آدم تو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم: تو را دوست دارم
نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهم تو را دوست دارم
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم
بیا تا صدا از دل سنگ خیزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم
جهان یک دهان شد هم آواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم


قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

کاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت کاش می شد هر چه هست بر د...

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس م...

صادق هدایت؛, یک دوستی داشتم، پلوی غذایش را خالی می خورد، گوش...

زندگی ارزش دویدن دارد ، حتی با کفشهای پاره !

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط