رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ری

رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت.
مامانم تو گوشم گفت خوبه والا نه شرمی.. نه حیایی.. نه.. همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد سلام کرد!
هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بود!!!
دیدگاه ها (۱۰)

حالا بگید ، کیا فیسبوک دارند؟؟

دلم چیزی نمیخواهد... جز یک اتاق تاریک یک موسیقی بی کلام ویه ...

مدل لباس

ساعت

part:3

Empire of the Six Towers:Lawyers' Battleامپراطوری شش برج : ن...

really love part³⁸+تازه اون بوسه رو چجوری تونستی انجام بدی؟م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط