Forest Vampire
Forest Vampire
Part 27
( اسلاید اول لباس ا/ت)
( اسلاید دوم لباس جونگ کوک)
( دو روز بعد شب)
ا/ت. حاضر شدی؟
جونگ کوک. اهوم تو چی با این لباس پر چین میخای بیای؟
ا/ت. خوب لباس دیگه ای ندارم تازه اینم از همون اتاق که روز اول اوردیم اینجا پیدا کردم
جونگ کوک. جلوی آیینه وایستاد
ا/ت. باشه ( رفت جلو آیینه ایستاد
جونگ کوک. یه بشکن زد و همون لحظه لباس ا/ت عوض شد
ا/ت. واوووو چه قشنگههه ( با ذوق خودش رو توی آیینه نگاه میکرد
جونگ کوک. سلیقم بد نیس حالا زود باش میخام زودتر ون جشن رو ببینم
ا/ت. باشه بریم (لبخند
( ادمین. ا/ت و جونگ کوک به بیرون از عمارت زیر زمین ومدن و با حضور جونگ کوک خیلی سریع تونستن از جنگل بیرون برن و از ونجایی که تا شهر راه زیادی بود.....
ا/ت. خوب جنگل و رد کردیم حالا چجوری به موقع برسیم به شهر؟
جونگ کوک. تو راهشو بلدی؟
ا/ت. وقتی با اتوبوس میومدم اینجا همه تابلو ها رو خواندم هنوز یادمه ولی به موقعه نمیتونیم برسیم
جونگ کوک. همین که یادته خوب نترس به موقع میرسیم
ا/ت. چجوری؟
جونگ کوک. ( پشت ا/ت ایستاد و یکی از دست هاش رو دور پهلو هاش حلقه کرد..
ا/ت. چیکار میکنی؟
جونگ کوک. سفت پچسب تا میوفتی میخایم سریع بریم شهر
ا/ت. ولی من که آدرس و بهت نگفتم
جونگ کوک. نمیخادست بگی ذهنتو خوندم
ا/ت. هاااا یاا ولی تو نمیتونی انقدر راحت ذهن کسی رو بخونی
جونگ کوک. چرا میتونم حالام سفت بچسب بی افتی به من ربطی نداره ها
ا/ت. باشه ( پوکر ( دستاشو ردی دستای جونگ کوک گذاشت و محکم گرفتشون
( ادمین. جونگ کوک با سرعتی خارقالعادهای فقط تو چند دقیقه از جنگل تا شهر رفت و همون اول شهر ایستاد و رو به ا/ت گفت.....
جونگ کوک. خوبب شهرت اینجاس ( به اطرافش نگاه می کرد
ا/ت. اهومم اینجاست بیا بریم و وارد جشن بشیم
جونگ کوک. باشه
( همون اول وقتی ا/ت صورتش رو بر گردوند که وارد جشن بشن یکی از آدما که لباس خون آشامی پوشیده بود و آرایش ترسناکی هم داشت ا/ت رو ترسوند ا/ت هم جیغ زد پشت جونگ کوک قایم شد جونگ کوک و ون آدم هم خندیدن.....
ون فرد. به جشن هالووین خوش ومدییی اینجا همه هم دیگه رو میرسونن مراقب قلب هاتون باشین نیوفته (خنده و رفت
جونگ کوک. بیا بیرون بچه رفت (پوزخند
ا/ت مردک دیونه قلبم ومد تو دهنم
جونگ کوک. ترسو ( خندید
جونگ کوک. فقط یه چیزی چرا اینا چهر هاشون انقد داغون و ترسناکه؟ همیشه اینجورین؟
ا/ت. نه بابا فقط همین امشبه بقیه آرایش میکنن تا مثل شما ترسناک به نظر بیان
جونگ کوک. اها ولی هر جور فکر میکنم چهره ما انقد داغون و ترسناک نیستا
ا/ت. اهومم میدونم ولی بقیه که نمیدونن فکر میکنن اینجورین و این مدلی به خاطر شما آرایش میکنن
جونگ کوک. هوممم.....
ادامه دارد....
Part 27
( اسلاید اول لباس ا/ت)
( اسلاید دوم لباس جونگ کوک)
( دو روز بعد شب)
ا/ت. حاضر شدی؟
جونگ کوک. اهوم تو چی با این لباس پر چین میخای بیای؟
ا/ت. خوب لباس دیگه ای ندارم تازه اینم از همون اتاق که روز اول اوردیم اینجا پیدا کردم
جونگ کوک. جلوی آیینه وایستاد
ا/ت. باشه ( رفت جلو آیینه ایستاد
جونگ کوک. یه بشکن زد و همون لحظه لباس ا/ت عوض شد
ا/ت. واوووو چه قشنگههه ( با ذوق خودش رو توی آیینه نگاه میکرد
جونگ کوک. سلیقم بد نیس حالا زود باش میخام زودتر ون جشن رو ببینم
ا/ت. باشه بریم (لبخند
( ادمین. ا/ت و جونگ کوک به بیرون از عمارت زیر زمین ومدن و با حضور جونگ کوک خیلی سریع تونستن از جنگل بیرون برن و از ونجایی که تا شهر راه زیادی بود.....
ا/ت. خوب جنگل و رد کردیم حالا چجوری به موقع برسیم به شهر؟
جونگ کوک. تو راهشو بلدی؟
ا/ت. وقتی با اتوبوس میومدم اینجا همه تابلو ها رو خواندم هنوز یادمه ولی به موقعه نمیتونیم برسیم
جونگ کوک. همین که یادته خوب نترس به موقع میرسیم
ا/ت. چجوری؟
جونگ کوک. ( پشت ا/ت ایستاد و یکی از دست هاش رو دور پهلو هاش حلقه کرد..
ا/ت. چیکار میکنی؟
جونگ کوک. سفت پچسب تا میوفتی میخایم سریع بریم شهر
ا/ت. ولی من که آدرس و بهت نگفتم
جونگ کوک. نمیخادست بگی ذهنتو خوندم
ا/ت. هاااا یاا ولی تو نمیتونی انقدر راحت ذهن کسی رو بخونی
جونگ کوک. چرا میتونم حالام سفت بچسب بی افتی به من ربطی نداره ها
ا/ت. باشه ( پوکر ( دستاشو ردی دستای جونگ کوک گذاشت و محکم گرفتشون
( ادمین. جونگ کوک با سرعتی خارقالعادهای فقط تو چند دقیقه از جنگل تا شهر رفت و همون اول شهر ایستاد و رو به ا/ت گفت.....
جونگ کوک. خوبب شهرت اینجاس ( به اطرافش نگاه می کرد
ا/ت. اهومم اینجاست بیا بریم و وارد جشن بشیم
جونگ کوک. باشه
( همون اول وقتی ا/ت صورتش رو بر گردوند که وارد جشن بشن یکی از آدما که لباس خون آشامی پوشیده بود و آرایش ترسناکی هم داشت ا/ت رو ترسوند ا/ت هم جیغ زد پشت جونگ کوک قایم شد جونگ کوک و ون آدم هم خندیدن.....
ون فرد. به جشن هالووین خوش ومدییی اینجا همه هم دیگه رو میرسونن مراقب قلب هاتون باشین نیوفته (خنده و رفت
جونگ کوک. بیا بیرون بچه رفت (پوزخند
ا/ت مردک دیونه قلبم ومد تو دهنم
جونگ کوک. ترسو ( خندید
جونگ کوک. فقط یه چیزی چرا اینا چهر هاشون انقد داغون و ترسناکه؟ همیشه اینجورین؟
ا/ت. نه بابا فقط همین امشبه بقیه آرایش میکنن تا مثل شما ترسناک به نظر بیان
جونگ کوک. اها ولی هر جور فکر میکنم چهره ما انقد داغون و ترسناک نیستا
ا/ت. اهومم میدونم ولی بقیه که نمیدونن فکر میکنن اینجورین و این مدلی به خاطر شما آرایش میکنن
جونگ کوک. هوممم.....
ادامه دارد....
- ۱۸.۰k
- ۰۱ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط