𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎
𝒑𝒂𝒓𝒕 : ⁹

به بدن کوچک جونگکوک که حالا در آغوشش به خواب رفته بود نگاه کرد ، بخاطر گریه کمی گونه هایش خیس شده بود .

آرام بوسه ای روی پیشانی اش گذاشت و موهایش را نوازش کرد که در باز شد و ملکه وارد شد

م.ج : خوابش برده ؟!
تهیونگ : آره

ملکه نگاهی به جونگکوک که با آرامش توی آغوش بزرگ و امن تهیونگ خوابیده بود انداخت
م‌.ج : شما دوتا خیلی به هم میاین

تهیونگ به چهره آرام جونگکوک نگاه کرد
م.ج : دوسش داری ؟
متعجب به ملکه نگاه کرد
تهیونگ : چی ؟! نه....معلومه که نه

م.ج : نمی‌خواد مخفیش کنی ، می‌دونم دوسش داری
تهیونگ سکوت کرد و سرش را پایین انداخت
تهیونگ : به هرحال....به زودی قراره ازدواج کنه و منم دیگه باید برم پی کارم

م.ج : چرا سعی نمیکنی پادشاهی منصرف کنی ؟
تهیونگ : من فقط یه بادیگارد سادم...نمیتونم توی قوانین سلطنتی دخالت کنم

م.ج : فکر نمیکنم یه بادیگارد ساده باشی ، حداقل نه برای جونگکوک
و به جونگکوک که با رضایت روی سینه تهیونگ خوابیده بود اشاره کرد

تهیونگ به چهره آرام جونگکوک خیره شد
م.ج : اگه تلاشی نکنی ، بعدا پشیمون میشی. شاید تلاشات جواب بده
لحظه ای سکوت کرد

م.ج : اگه جای تو بودم....احتمالا باهاش فرار میکردم
تهیونگ متعجب به ملکه نگاه کرد . ملکه با لبخند چشمکی زد و از اتاق خارج شد

تهیونگ : باید چیکار کنم ؟ نمیتونم ولت کنم و برم
درحالی چشمانش پر از اشک های نریخته بود زمزمه کرد و بوسه ای روی گونه جونگکوک گذاشت

....

درحالی که بدن کوچک جونگکوک را در آغوش داشت ، مخفیانه از قصر خارج شد و به سمت شهر حرکت کرد

بخاطر لباس های کهنه و قدیمی ای که پوشیده بودند کسی نمی‌شناختشون و راحت از میان جمعیت عبور می‌کردند .

جونگکوک : کجا داریم میریم؟
تهیونگ : یه جای امن
جونگکوک : پس مهمونی چی میشه ؟
تهیونگ : نیازی نیست به اون مهمونی مزخرف بری

وارد مهمون خونه ای شدن و یه اتاق گرفتن و وارد اتاق شدن
جونگکوک : تا کی باید اینجا بمونیم ؟
تهیونگ : زیاد نیست

جونگکوک روی تخت نشست ، خوشحال بود که دیگه قرار نیست به اون مهمونی بره و می‌تونه به جاش کنار تهیونگ بمونه .

تهیونگ : یکم خوراکی آوردم شیرموزم هست ، میخوای؟
جونگکوک : آرههههه
تهیونگ خندید و از توی کیفش یه شیرموز درآورد و به جونگکوک داد

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۳۶)

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁷با خستگی روی کاناپه تقریبا کهنه ولو شد ، ت...

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ¹⁰ پ.ج : یعنی چی که نیس...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁶زیپ شلوارش را پایین کشید و بدون هیچ آمادگی...

𝙽𝚎𝚠 𝚋𝚘𝚡𝚎𝚛 𝙿𝚊𝚛𝚝 : ⁵جونگکوک ضربه ای نسبتا محکم به سینه تهیونگ ...

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ¹¹ساعت تقریبا از ۱۲ گذش...

𝑻𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒋𝒆𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝒎𝒓 𝒌𝒊𝒎𝒑𝒂𝒓𝒕 : ⁸با قدم های محکم و سریع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط