باز نگرد ازین سفر ، دیگر از تو چیزى جز دروغ و خیانت در من

باز نگرد ازین سفر ، دیگر از تو چیزى جز دروغ و خیانت در من باقى نمانده …بگذار باقى عمر در ابهام بمانم ؛ نگذار منفورتر از این شود چهره ى بى نقاب تو !
دیدگاه ها (۳)

هر جا چراغی “روشنه” ، از ترس تنها بودنهای “ترس” تنهایی من ، ...

...

ﺩِﻕ ﮐَــــﺮﺩَﻡ ..ﭘُﺸﺖِ ﺧَﻨـــﺪﻩ ﻫﺂﯼِ ﺗَﻠﺨـــﯽﮐِﻪ ﻫﯿﭽـــﮕﺂﻩ ﮐ...

رؤیای کودکانه.....یادش بخیـــــر

مادر جان...این منم چشم انتظار توتویی که دگر باز نخواهی گذشتچ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت»«تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

«فریادِ بهرامِ محمدی بر خاکریزِ هویّت»«تقابلِ بمبِ بیگانه و ...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

این اشغال آینده خودشون رو به ما نسبت میده . جان بولتون هم تو...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

فراتر از خویش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

رمان ؟!«وقتی بهم خیانت کردی .....»پارت ؟!«1»ویو «ا/ت»ساعت ا...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط