پارت شانزده

پارت شانزده

امروزم قراره کوک بیاد دنبالم و بریم که جنسیت بچه رو معلوم کنیم

کوک اومد
کوک، ا.ت بیا دیگه
ا.ت، اومد پایین و سوار ماشین شدن
کوک ، امید وارم بچمون دختر باشه و قیافش به تو بره همین جوری خوشگل
ا.ت، ساکته و حرف نمی زند
کوک، خیلی خوب باشه حرف نزن باهام
رسیدن
رفتن پیش دکتر

دکتر ، خب خانوم و آقا بچه شما دختره
کوک ، اره اره خودشه
ا.ت ، تو دلم پروانه ها انگار داشتن پر میزدن خیلی خوشحال بودم از شوق یه قطره اشکی از چشمم اومد اما با این حال یکم فاز دپ ورداشتم و خودمو ناراحت نشون دادم

رفتیم خونه که کوک گفت ا.ت من باید برای یه مدت از کره برم از خونه بدون بادیگارد خارج نمیشی با هیچ کس هم از بیرون خونه حرف نمیزنی فهمیدی به خاطر خودت و بچمون
ا.ت، سری تکون داد
کوک رفت
ا.ت ویو اخیش امروز خوب بود دخترم نه دختر خودم دخترم (و می‌خنده)
پی تو شیطون دختری اره قشنگم میدونی اسمتو می‌خوام بزارم بزا ببینم
ادامشو الان میزارم
دیدگاه ها (۲)

ادامه پارت شانزدهخب چون بابات یه خون اشام‌ هست و تو هم قرارع...

پارت هفده ا.ت ، ای ای کوک کوک (جیغ تا آسمون)کوک ، چیه چته ا....

ادامه پارت قبل نگاش کردم که بیدار شد رفتم سمتش که یهو داد زد...

پارت پانزده تا اون موقع باید یه فکری کنم که کوک فک کنه این ب...

طراح عشق

Part 3

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط