اشتباه ...

اشتباه p3


سونگمین : هیچی منتظر میمونیم.
فیلیکس : یعنی چی...... میشینیم اینجا و دست رو دست میزاریم تا رائون پیدا شه؟
جونگین: کار دیگه ای از دستمون بر نمیاد.
جیسونگ : پس مامان و بابا چی.... اگه بفهمن خونمون پای خودمونه.
اینو : مامان و بابا برای سفر کاری به امریکا رفتن و حالا حالا هام برنمیگردن پس نگران نباش زنده میمونی. ( 👍)
ساعت ها گذشت و هیچی به هیچی... هرکدوم از پسرا مشغول کاری بودن و خونه تو سکوت بود . هیونجین نگاهی به ساعت کرد که عقربه ها ۳ صبح رو نشون میدادن.
هیونجین: ساعت ۳ صبحه پس این دختر کجاست.
همون لحظه صدای در و بعد هم زنگ گوشی چان.. هردو همزمان اتفاق افتادن پسرا تو شک بودن اما سریع به خودشون اومدن .
چان سریع تلفات رو جواب دادو لینو هم به سمت در رفت. درسته خواهر کوچولو شون بالاخره اومده بود خونه.
لینو عصبی و نگران بود ولی خب مشگل اینجا بود که دخترک نگرانی برادر بزرگش رو نمیدید هرچند که پایین بودن سرش هم بی تاثیر نبود. ولی خب کاملا از لحن و صدای لینو فقط عصبانیت رو نشون میداد.
لینو کنار رفت و اجازه داد تا رائون وارد خونه بشه بلافاصله درو پست سرش بست.
















ببخشید کم بود دیگه واقعا نمیکشم فعلااا👍
دیدگاه ها (۰)

ببخشید اگه بد بود من تمام تلاشمو کردم . اگه خوشتون نیومد یا ...

خب..... اسلاید اول = فرم مدرسه رائون اسلاید دوم = ماشین لینو...

اشتباه p2 رائون وی...

سر انجام یک عشق p4(علامت ها: رائ...

میان دو نگاه

پارت ۳#اسمات کمبعد از شام چان بهم گفت بیا بریم طبقه بالا کار...

میان دو نگاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط