.

.
صدایت که میزنم
نه اینکه واقعا خواسته باشم صدایت بزنم...!
صدایت میزنم
تا دوباره بشنوم
آن کلمه ی چهار حرفی را،
که جانم را میگیرد
و جان دوباره می بخشد
آن کلمه ی معجزه آسا...
«جانم
دیدگاه ها (۱)

بلدم شعر ببافم، بلدم ناز کنمبلدی گیس ببافی؟... بلدی باز کنی؟...

آسمان هنوز صبح‌هایمان را از یاد نبرده است هر روز یادت را بر...

عشقشانه یِ مَردانه می خواهدمثل وقتی کهکوه شانه اش را بالا می...

تمام دنیا را سیاه و سفید دوست دارم به جز تو ...تو رنگی ترین ...

بچه ها خبر بد

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

ازدواج به اجبارپارت ۹ویو ا.ت:الان چند ماه از ازدواجم با هیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط