VAMPIRE
VAMPIRE
Part 11
خواست حرفی بزنه که در اتاق انتظار زده شد و مردی اومد داخل
=قربان بفرمایید عروسی الان شروع میشه
_باشه میتونی بری
_آماده ای؟
×هوم(آروم)
ا/ت دستشو دور دست هیونجین حلقه کرد و باهم از اتاق انتظار رفتن بیرون و به سالن اصلی رسیدن از روی سکو رد شدن و به عاقد رسیدن
عاقد: شروع کنیم؟
_بله
عاقد: خب...با توجه به عقد شما در محضر هیچی مشکلی در ازدواجتون وجود نداره خانم هوانگ ا/ت آیا شما حاضر به ازدواج با آقای هوانگ هیونجین هستید؟ ×بله
(دست زدن)
عاقد: و آقای هوانگ هیونجین آیا شما حاضر به ازدواج با خانم هوانگ ا/ت هستین و اونو به عنوان همسر خود میپذیرید؟
_...بله
عاقد: پس با اختیاری که در دست دارم شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
بعد از این حرف تمام سالن پر شد از صدای دست زدن و تشویق کردن هیون و ا/ت بهم نزدیک شدن بوسه ی کوتاهی روی لب هم گذاشتن که برای لحظه ای هیون بوی شدید خون ا/ت رو حس کرد و اون چشمای مشکیش که میشد توش ستاره هارو ببینی حالا تبدیل به چشمایی شده بودن که به قرمزی مشروب بود منشیش که متوجه ی این موضوع شده بود رفت و میکروفن رو از دست عاقد گرفت و گفت:
منشی: مهمانان عزیز گستاخی مارو ببخشین عروس خانم یکم حالشون نا خوشاینده و نمیتونن سرپا بمونن بخاطر همین عروسی تموم شد حالا برین خونه هاتون
همه با تعجب به ا/ت نگاه میکردن که سعی میکرد خودشو مریض جلوه بده بعد از اینکه مطمئن شدن حال یجی بده رفتن و هیون که دیگه کاسه ی صبرش لبریز شده بود دست ا/ت رو گرفت و برد سمت عمارت......
وقتی ا/ت از ماشین پیاده شد هیون رفت نزدیکش و براید استایل بغلش کرد و با سرعت بردتش سمت اتاق
وقتی به اتاق رسیدن هیون با دستی که زیر کمر ا/ت بود در و باز کرد و رفت داخل و با پاش درو بست ا/ت پرت کرد رو تخت که باعث شد ناله ی کوچکی از دهنش بیاد بیرون
×میخوای چیکار کنی؟
هیون بدون توجه به سوال ا/ت روش خیمه زد و سرشو فرو کرد توی گردنش و با زبونش قسمت شاهرگ گردنشو خیس میکرد بعد از چند بار لیس زدن گردنش دوتا نیششو یهو فرو کرد توی پوست نازک و ظریف ا/ت و با ولع مک میزد
ا/ت برای نجات خودش مشت های سنگینی به شونه ی هیونجین میزد اما اون یک ثانیه هم دست از خوردن خونش بر نداشت اونقدر ادامه داد که دیگه اون سنگینی مشت هارو روی شونش حس نمیکرد وقتی به خودش اومد دید ا/ت زیرش بیهوش شده
ادامه دارد🦇.........
Part 11
خواست حرفی بزنه که در اتاق انتظار زده شد و مردی اومد داخل
=قربان بفرمایید عروسی الان شروع میشه
_باشه میتونی بری
_آماده ای؟
×هوم(آروم)
ا/ت دستشو دور دست هیونجین حلقه کرد و باهم از اتاق انتظار رفتن بیرون و به سالن اصلی رسیدن از روی سکو رد شدن و به عاقد رسیدن
عاقد: شروع کنیم؟
_بله
عاقد: خب...با توجه به عقد شما در محضر هیچی مشکلی در ازدواجتون وجود نداره خانم هوانگ ا/ت آیا شما حاضر به ازدواج با آقای هوانگ هیونجین هستید؟ ×بله
(دست زدن)
عاقد: و آقای هوانگ هیونجین آیا شما حاضر به ازدواج با خانم هوانگ ا/ت هستین و اونو به عنوان همسر خود میپذیرید؟
_...بله
عاقد: پس با اختیاری که در دست دارم شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
بعد از این حرف تمام سالن پر شد از صدای دست زدن و تشویق کردن هیون و ا/ت بهم نزدیک شدن بوسه ی کوتاهی روی لب هم گذاشتن که برای لحظه ای هیون بوی شدید خون ا/ت رو حس کرد و اون چشمای مشکیش که میشد توش ستاره هارو ببینی حالا تبدیل به چشمایی شده بودن که به قرمزی مشروب بود منشیش که متوجه ی این موضوع شده بود رفت و میکروفن رو از دست عاقد گرفت و گفت:
منشی: مهمانان عزیز گستاخی مارو ببخشین عروس خانم یکم حالشون نا خوشاینده و نمیتونن سرپا بمونن بخاطر همین عروسی تموم شد حالا برین خونه هاتون
همه با تعجب به ا/ت نگاه میکردن که سعی میکرد خودشو مریض جلوه بده بعد از اینکه مطمئن شدن حال یجی بده رفتن و هیون که دیگه کاسه ی صبرش لبریز شده بود دست ا/ت رو گرفت و برد سمت عمارت......
وقتی ا/ت از ماشین پیاده شد هیون رفت نزدیکش و براید استایل بغلش کرد و با سرعت بردتش سمت اتاق
وقتی به اتاق رسیدن هیون با دستی که زیر کمر ا/ت بود در و باز کرد و رفت داخل و با پاش درو بست ا/ت پرت کرد رو تخت که باعث شد ناله ی کوچکی از دهنش بیاد بیرون
×میخوای چیکار کنی؟
هیون بدون توجه به سوال ا/ت روش خیمه زد و سرشو فرو کرد توی گردنش و با زبونش قسمت شاهرگ گردنشو خیس میکرد بعد از چند بار لیس زدن گردنش دوتا نیششو یهو فرو کرد توی پوست نازک و ظریف ا/ت و با ولع مک میزد
ا/ت برای نجات خودش مشت های سنگینی به شونه ی هیونجین میزد اما اون یک ثانیه هم دست از خوردن خونش بر نداشت اونقدر ادامه داد که دیگه اون سنگینی مشت هارو روی شونش حس نمیکرد وقتی به خودش اومد دید ا/ت زیرش بیهوش شده
ادامه دارد🦇.........
- ۶.۵k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط