کاش می شد که کسی می آمد

کاش می شد که کسی می آمد

باور تیره ی ما را می شست

و به ما می فهماند...

دل ما منزل تاریکی نیست

اخم بر چهره بسی نازیباست

بهترین واژه ، همان لبخند است

که ز لبهای همه دور شده است

کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم...!!

دیدگاه ها (۴)

كم كم ياد خواهي گرفت تفاوت ظريف ميان نگهداشتن يك دستو زنجير ...

چه خوبه كه هيچ وقت زود قضاوت نكنيم...كارهاي خدا هيچ وقت بي ح...

ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪﺑﺮﺍﯼِ ﺷﺐﻫﺎﺕ ﻗﺼّﻪﺑﺮﺍﯼ ﻗﺼﻪﻫﺎ ﺷﻬﺮﺯﺍﺩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪﺟﺰ...

میدونی آخرخط یعنی چی؟مرگ؟بن بست؟نه راه پیش نه راه پس؟پلهای ف...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۸ روز بعد، هان از لحظه‌ای که وارد مدر...

🖤 پارت دهم | رد خونلانا با عجله پشت سر جونگکوک از عمارت بیرو...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

فیک : بین راندها

وارث سایه ها

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

فیک : بین راندها

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط