پرسیدم کیستی؟ گفت :تنها ترین تنها پرسیدم از کجا امدی؟ آهی

پرسیدم کیستی؟ گفت :تنها ترین تنها پرسیدم از کجا امدی؟ آهی کشید وگفت : از شهر غم. پرسیدم کجا میروی ؟ باقطره ای اشک جواب داد : به غربت پرسیدم همسفرت کیست؟ جواب داد : خاطراتم. پرسیدم چه چیز را دوس داری؟ گفت : عشقم را. گفتم عشقت را نمیبینم کجاست؟ گفت : جایگاهش در قلب من است ولی در اغوش دیگریست...
دیدگاه ها (۱)

شیشه نازک احساس مرا دست نزنچِندشم می شود از لک انگشت دروغآن ...

خوش بحالت نخ سیگار .چه زود تموم میشی .کاش به کوتاهی عمر تو ب...

چیه ؟ چرا دلت گرفته ؟ او هم آدم است . . . اگر دوستت دارم های...

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 152✦..........................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط