از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،
بی هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام،،،

بی تو بی تابی دراین برزخ به جانم خمیه زد،،،
من هنوز این بغض راازرفتنت نشکسته ام،،،

با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم،،،
بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم،،،

از کلامم هرکسی شیدایی ام را خوانده است،،،
یاد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است،،،

کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود،،،
کاش در تقدیر ما دوری ودلتنگی نبود،،،
دیدگاه ها (۴)

شب شکنم به عشق تو... هنوز ماه من توییعشق تو شد گناه من... رم...

تورا باچشم دل دیدن چه خوب است برایت تک گلی چیدن چه خوب است ب...

هرچه گفتی دوستت دارم همه افسانه بودبی وفا قول و قرارت، پوچ و...

لحظه ای از عشق خواندی ، جان من بیمار شدشور عشقت را گرفتم ، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط