کجا بودی که بر جانم نشستی؟

کجا بودی که بر جانم نشستی؟
عقابی  گشتی  و بالم شکستی
کجا بودی که ناگه بر تن و جان
تن و جان را گرفته پنجه بستی
گلستان بودم و خشکیده  باغم
زدی  آتش  بجان و تشنه رستی
کنم  پرواز  و  زخمت را نبینم
امان ای عاشقان از بت پرستی
نمیدانم    کجائی    لیک   دانم
به هر سو رو کنم آنجا تو هستی
دیدگاه ها (۱۱)

نه مثل کوه محکمم نه مثل رود جارى امنه لایقم به دشمنى نه آن ک...

تلفظ میکنم نام تو را یعنی منم از توخدای کوچک قلبم تمنا کردنم...

الهی   تا  به  کی   دیوانه داری؟به تا کی چشم و درسوی سواریچر...

رفت آنگونه که این خسته دگر جان نگرفتهیچ دردی زدلم مثل تو تاو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط