قبل از رفتنت گمان می کردم

قبل از رفتنت گمان می کردم
دلگیر تر از غروب جمعه وجود ندارد،
چه تلخ و اعجاب انگیز باورم را شکستی!
. #فائزه_تاجیکی
. #دل_نویس #عکس_نوشته #خاص #غروب #تنهایی #رمانکده
دیدگاه ها (۱)

نـمـى دانـم بعد تو چـه بــر سـرم آمده !...كه بــعـد از رفـتـ...

شاهکاری به نام دروغ

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿یا رب آیا تا کدامین لحظه باید سوختتا ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲

💙دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌...

Destiny part 12

چند پارتیپارت ۲چند پارتیتا زنگ کلاس به صدا دراومد، کتاب رو ا...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

بسم اللهیکی از فضیلت‌های کمتر دیده‌شده در ، نرمال‌بودن است؛ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط