پارته سی و سوم
پارته سی و سوم
در آغوش زندان
ویو ته
رفتم درو باز کنم که
با کوک مواجه شدم
ویو کوک
دره که باز شد با فرشتم مواجه شدم(منظورش تهیونگیه)
نیپل های صورتیش زیره اون لباس توریش مشخص بود
لباش برق میزد گردنه صاف و عسلیش میدرخشید ولی فکر نکن نتونم امشب اون گردنو کبود نکنم
رفتم داخل و درو پشته سرم بستم رفتم جلو ولی تهیونگ میرفت عقب وقتی تقریبا داخله خونه بودم دیدم چراغا خاموشه و فقط چراغ های لاین روشن بود
ویو ته
کوک بدونه هیچ حرفی اومد تو و سمتم ولی من داشتم میرفتم عقب از شانسه عنم به دیوار برخورد کردم
هشداره اسمات
داخله کامنتا
پایانه اسمات
بعدش کوک ته رو بغل کرد بردش حموم و شکمشو ماساژ داد برگشتن موهای ته رو خشک کرد و لباسی تنه ته کرد و تهیونگ از خستگی خوابش برد کوک هم یه بوسه ی سطحی روی لبای خرس عسلیش گذاشت و باهم دیگه به خواب رفتن
سلام نانایی ها 👶🏻
بفرما اینم از این پارت اسماتو زیاد نوشتم حال کنید دوستون دارم خوشگلام بای🖐🏻
شرایط👇🏻
لایک:30 تا
کامنت:28 تا
در آغوش زندان
ویو ته
رفتم درو باز کنم که
با کوک مواجه شدم
ویو کوک
دره که باز شد با فرشتم مواجه شدم(منظورش تهیونگیه)
نیپل های صورتیش زیره اون لباس توریش مشخص بود
لباش برق میزد گردنه صاف و عسلیش میدرخشید ولی فکر نکن نتونم امشب اون گردنو کبود نکنم
رفتم داخل و درو پشته سرم بستم رفتم جلو ولی تهیونگ میرفت عقب وقتی تقریبا داخله خونه بودم دیدم چراغا خاموشه و فقط چراغ های لاین روشن بود
ویو ته
کوک بدونه هیچ حرفی اومد تو و سمتم ولی من داشتم میرفتم عقب از شانسه عنم به دیوار برخورد کردم
هشداره اسمات
داخله کامنتا
پایانه اسمات
بعدش کوک ته رو بغل کرد بردش حموم و شکمشو ماساژ داد برگشتن موهای ته رو خشک کرد و لباسی تنه ته کرد و تهیونگ از خستگی خوابش برد کوک هم یه بوسه ی سطحی روی لبای خرس عسلیش گذاشت و باهم دیگه به خواب رفتن
سلام نانایی ها 👶🏻
بفرما اینم از این پارت اسماتو زیاد نوشتم حال کنید دوستون دارم خوشگلام بای🖐🏻
شرایط👇🏻
لایک:30 تا
کامنت:28 تا
- ۱.۹k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط