سکوت پیست

سکوت پیست

Part:⁶⁸

به سکسکه افتاده بودم
دستشو از جلوی دهنم برداشت و دوباره اومد نزدیکم و کنار گوشم گفت

_حواستو جمع کن وگرنه چیزی که نباید ببینم رو میدیدم(پوزخند)

+فقط برو بیرون

_نمیرم(پوزخند)

هه جئون جونگ کوک حالا که با من لج کردی و میخوای رو مخم بری چطوره منم همینکارو با تو بکنم

+پس چطوره الان که دوتامون تنهاییم

مکثی کردم و سرمو جلو تر بردم جوری که نفسامون توی صورت همدیگه میخورد

+دوباره برام میو کنی(خنده)

با این حرفم پوزخند مسخرش ماسید و جدی خیره شد بهم اما چند ثانیه بعد دوباره با پوزخند خیره شد بهم و گفت

_چطوره توهم یک بار دیگه اون کار توی دستشویی رو انجام بدی هوم؟(پوزخند)

لعنت بهش هیچ جوره کم نمیورد

+گمشو بیرون دیگه الان شک میکنن

_باشه اما ایندفعه حواست باشه لباست نیوفته(پوزخند)

با این حرفش سریع لباسمو گرفتم که پوزخندی بهم زد و درو باز کرد و رفت بیرون

با بیرون رفتنش نفس راحتی کشیدم و سریع لباسای خودمو پوشیدم و از اتاق پرو بیرون رفتم که این یوپ رو کمی اونور تر دیدم

با عصبانیت زل زده بود بهم
آروم سمتش قدم برداشتم

+چرا اینقد اخم کردی؟

این یوپ:اون مرتیکه چرا توی اتاق پروی تو بود؟
داشتین چکار میکردین که اینقد طول کشید ها؟(عصبی)

+عاا خب اومد کمکم کنه زیپ لباسو باز کنم

این یوپ:...
دیدگاه ها (۲۲)

بانوی فیک نویسمون حمایت شه💞💅🏻@jeon_rosha1

سکوت پیستPart:⁶⁷نفسم توی سینه حبس شد!صدای قفل توی اون فضای ک...

سکوت پیستPart:⁶⁶جنی:اسباب بازی؟(تعجب)با شنیدن صدای جنی هم ای...

سکوت پیستPart:⁵⁸با جیغی که کشیدم نگاه همه افتاد سمت منبا چشا...

سکوت پیستPart:⁴⁹بعد از رفتن اون دخترا جونگ کوک خیره شد بهم_ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط