بکی در رو باز میکنه

بکی در رو باز می‌کنه

بکی: سلاممممممم آنیا جونممم

آنیا: سلام بکی... برو کنار.

بکی: هه؟ عههه سلام پسرررر چطری؟

ایتسوکی: سلام خاله . برو کنار.

بکی: واههه چشون شده؟

آسامی و هیروشی رو مبل نشستن سر هردو تاشون پایینه

هیروشی زیر لب به آسامی: بهتر نیست که فیلم بازی کردن رو بس کنیم؟

آسامی: هیسسسس . نه هنوز نه.

آنیا: هی..... آسامی چه تو عقلت می‌گذشت اینکارو کردی؟

شما هرکاری کردید جز تمرین رقص.....

هیروشی: ولی.....

آنیا: نه نه نه نه هیس هیس هیس .....خانم آسامی شما تا دیروز نمیتونستی تو چشمای پسر بکی نگاه کنی الان برا ما شب خونه نمیاید؟

آسامی: ولی مادر....

بکی: ولی انیا ..مشکلی نداره ها...


آنیا: نه بکی ...... اونا اول نامزد نکردن چه برسه به دوست پسر و دوست دختر...

آسامی: مادر شما و پدر هم....

انیا؛ چییییییی؟؟؟؟؟نخیرم خانم خانما ... منو پدرت تا روز ازدواج از هم متنفرررررر بودیممممممم. بعدشمممم. منو بابات بعد ازدواج بچه دار شدیممممممممممممممم اونم اگه مجبور نبودیم نه.....

بکی: جدی انیا؟ ای بابا....

هیروشی می‌خنده

آنیا: هی بچه به چی میخندی؟


هیروشی: هیچی فقط نمیتونم تصور کنم....

آسامی: مامانییی...... باشه ببخشید....

آنیا: اگه بابات بفهمه ......می‌دونی چی میشه؟


آسامی: چی میشه؟

هیروشی: خاله چی میشه؟؟؟؟

آنیا: ساکت باششششش.....

آنیا: میدونی به هرحال چیزیه که گذشته و مطمئنم شما ها هم جدی نبودید درسته؟ چون خیلی کوچولویید.

هیروشی : هه... اره بابا.....

آسامی می‌خنده: معلومه مامان.

بکی: فعکررررررر نکنم

هیروشی:مااااممااااانننننن

بکی: هه... ههه

آنیا: بیاید از این وایب بد بیرون بیایم👩🏻‍🦲

آسامی: مامان موافقم....

هیروشی: چگونه؟

ایتسوکی: کاری ندارع.

آسامی: تووو تمام مدتتتتت اینجاااااا بودییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ایتسوکی:....
دیدگاه ها (۱۰)

دوستاننننن اصلا نمیشه پارت گذاشت منم اینترنت ندارم😀😭امشب شای...

ایتسوکی: بله ........ همینجا بودم.هیروشی: جن ای چیزی هستی؟ای...

مرسی گلمون رو فالو کنید😭💋

شیپ کردن فالوورا پارت۲اینم چت جی پی تی 🤡👈🏻عکس شمارو میدم و ا...

spy×familyفصل•۳•پارت•۳۶•آسامی اونروز استثناً خونه بود بکی و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط