از دور نگاهش میکنم
از دور نگاهش میکنم ،
لاغر و قد بلند . . . .
اما حس میکنم کمی قامتش خم شده . . . .
تنها اوست که وقتی می خواهم به تو برسم ،
نظرم را جلب میکند . . . .
می ایستم و نگاهش میکنم . . . .
مثل همیشه خون جلوی چشمهایش را گرفته است . . . .
چه می دانم . . . .
انگار از سر حسادت ،
می خواهد دیرتر به هم برسیم . . . .
با اینکه مادرم هرشب برایمان اسپند دود میکند ،
اما بازچشم چراغ راهنمای این خیابان ،
هنوز کور نشده . . . . !
لاغر و قد بلند . . . .
اما حس میکنم کمی قامتش خم شده . . . .
تنها اوست که وقتی می خواهم به تو برسم ،
نظرم را جلب میکند . . . .
می ایستم و نگاهش میکنم . . . .
مثل همیشه خون جلوی چشمهایش را گرفته است . . . .
چه می دانم . . . .
انگار از سر حسادت ،
می خواهد دیرتر به هم برسیم . . . .
با اینکه مادرم هرشب برایمان اسپند دود میکند ،
اما بازچشم چراغ راهنمای این خیابان ،
هنوز کور نشده . . . . !
- ۵۹۰
- ۲۹ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط