پارت ۵

پارت ۵
من ، چرا دارم این کارو میکنم نه نه نکنه عاشق شده باشم نه تو ارباب نباید عاشق شی رسیدیم دیانا رو بیدار کردم رفتیم هتل
دیانا، رفتم تو اتاقم و هندزفری گذاشتم تو گوشم و آروم آنگ ترکیه میخوندم
من، رفتم تو اتاق دیانا دیدم داره آهنگ ترکیه ای می‌خواند چقد صداش قشنگ بود یکم گوش دادم بعد آروم زدم به شونش
دیا، یکی زد به شونم اول ترسیدم بعد وقتی برگشتم دیدم ارباب
من،چقدر صدات قشنگ
دیانا، خجالت کشیدم و سرم رو بیشتر پایین انداختم
من،خجالت نکش حالا معنی شو میگی
دیا، معنی شو گفتم
..پچه ها معنی آهنگه عاشقانه است
من، چقدر قشنگ خوب استراحت کن بعد از ظهر میخوایم بریم بیرون شب هم جایی دعوتیم
دیا،چشم
من، رفتم خوابیدم
.ساعت ۴ .
پاشدم دیدم ساعت ۴ رفتم اتاق دیانا بیدارش کردم رفتم اتاقم لباسام رو پوشیدم
دیا،ارباب بیدارم کرد پاشدم یه تیشرت سفید ویه شلوار جین با یه پیراهن بنفش و یه کیف سفید رفتم پایین یه کفش بنفش و مشکی پوشیدم که ارباب اومد اونم مثل من پوشیده بود فقط پیراهنش صورتی بود

برای پارت بعد رمان بالا تر از ۶ تا لایک
دیدگاه ها (۴)

پارت۶. رمان من،بعد اینکه کتو شلوار خریدیم به دیانا گفتم ب...

پارت ۷ دیا، ارباب بریم من، بریم یه چی بخوریم بعد بریم خونه ر...

پارت ۵من ،ساعت ۳ باید بریم ۴پرواز داریم فهمیدیدیا،بلهساعت ۱:...

پارت ۴ارسلان، ساعت ۹ بود.وقت شام بود دیانا بیا بریم پایین شا...

ارباب منPart7توانا: پوزخنده ای زدم لب زدم یک نقشه دارم برای ...

شماره ۷ آزمایشگاهفصل ۲ پارت ۵ویو دامیان،صبحاز خواب پاشدم و ر...

Plan Aویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط