به او بگویید دوستش دارم!
به او بگویید دوستش دارم!
هنوز هم در لعنتی ترین حوالیِ خاطراتش، دوست داشتنش را به خود تلقین میکنم
چقدر تلخ میشود حرف های دلم را، شما به گوشش برسانید
دستم به دامانتان!
بگویید دوستش دارم و ندارَمَش
سر میکند و سر میکنم؛ او با دلخوشی هایش، من با خاطره هایش
بگویید هنوز هم سر حرفم مانده ام
منتظرش می مانم
آغوشم را جز به او، به کسی قرض نمیدهم
بگویید من دارم جان میکنم
بگویید دوستش دارم و ندارَمَش ..
هنوز هم در لعنتی ترین حوالیِ خاطراتش، دوست داشتنش را به خود تلقین میکنم
چقدر تلخ میشود حرف های دلم را، شما به گوشش برسانید
دستم به دامانتان!
بگویید دوستش دارم و ندارَمَش
سر میکند و سر میکنم؛ او با دلخوشی هایش، من با خاطره هایش
بگویید هنوز هم سر حرفم مانده ام
منتظرش می مانم
آغوشم را جز به او، به کسی قرض نمیدهم
بگویید من دارم جان میکنم
بگویید دوستش دارم و ندارَمَش ..
- ۲.۷k
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط