p
/p3/
/s2/
راوی: اهمممم بسم اللههه}
خودشون رو اماده میکنن با تجهیزات کامل اسلحه و سلاح سرد و اینا فوللل میرن سمت اون مکانی که جویین اون علامت رو دیده بود..
میرسن سمت اون مکان و میبینن روی کرکره برامدگی هایی مثل جای مشت و لگد هست تاکویو و جویین میرن سمت کرکره و تا بازش کنن کرکره زنگ زده بود پس مجبور بودن از پنجره ای جایی برن داخل ران پنجره رو میشکونه و بعدش میرن داخل
تاکویو: ببینین صدا ایجاد کردیم حواستون جمع باشه ممکنه متوجه شده باشن
کوکو: ممکنه که نه حتما متوجه شدن
مایکی: راه بیوفتین...
ریندو: اونجارو... نقشه ی ساختمون
ران: راست میگه
جویین: بزار ببینم...
ا/ت: هم؟؟
سانزو: منم ببینم...عه هر قستی از این ساختمون بریم همشون در انتها به یک مکان بزرگ وصل میشه...
جویین: این خطای قرمز...
کوکو: عوااا.. دست خطو
ا/ت: برگام از این پیوسته خفناس
ریندو: و همونایی که به زور میشه خوندتش
کاکوچو: بچه ها...
همه: بله؟.
ران: بنظرم باید فرار کنیم...
مایکی: چطور مگه چی ش...وضعیت خیت شد...
تاکویو: یا خدا این یوکوتو...
سانزو: دوتاشون از یه طرفن...از اون ور میشه فرار کرد..
ریندو: اون چیه تو دستشششش
جویین: یه سوال اون اسلحه نی؟
ا/ت: دقیقا همینه...اسلحست...
کوکو: یک.... دو.... سه
همشون میدون و اون دوتا هم دنبالشونن(یاد تام و جری افتادم شت) میرن سمت مرکز ساختمون چند نفر چند نفر مخفی میشن و سکوت میکنن یوکوتو و سونا با اسلحه میان داخل مرکز و تک تک همه جا رو. میگردن...ران و ریندو کوکو و کاکوچو رو پیدا میکننو همشون باهم یمان بیرون تا مبارزه کنن که سوپرایزززز سه تا روانیه دیگه هم هستن!
همشون سخت تلاش میکنن جویین هریف دو نفرشون میشد ا/ت هم به سانزو کمک میکرد
تاکویو هم به جویین مایکی هم همراه با کاکوچو و کوکو مبارزه میکرد هایتانی ها هم باهم..
شکست دادن سونا سخت بود چون خیلی فرز بود شکست دادن یوکوتو هم دشوار بود چون دفاعش و قدرت ضربش قوی بود افرادی که سالم موندم با سونا و یوکوتو مبارزه میکنن و اون افراد شامل ا/ت... سانزو... مایکی...تاکویو...جویین هستن با زخم ها و کبودی هایی هم که داشتن بازم سر پا وایسادن و داشتن مبارزه میکردن بعد از یه نیم ساعت مبارزه هم سونا و یوکوتو نفس نفس میزدن و زخمی بودن هم جراحات اون چهار نفر بیشتر شد
...: شبیه به سینما میمونه ولی خسته کنندست....چون برنده مشخصه
سونا: هاه؟...
یوکوتو: این صدا....کای ساما!...
کای: جان دلم؟~
تاکویو: هه...فکر نمیکردم بیای
کای: من از قبل اینجا بودم فقط خواب بودم عجیجم
سانزو: خواب بودییی؟؟ با این همه سر رو صدا بیدار نشدی؟
جویین: این بشر خوابش بسی سنگین است
تاکویو: هم...دقیقا
کای: هااااااااااااا!! تاکویوووو؟! هوی چرا صورتت اینقدر زخمیههههه
سانزو: ما زرشکیم
ا/ت: دقیقا
جویین: اصلا شک نکن
/s2/
راوی: اهمممم بسم اللههه}
خودشون رو اماده میکنن با تجهیزات کامل اسلحه و سلاح سرد و اینا فوللل میرن سمت اون مکانی که جویین اون علامت رو دیده بود..
میرسن سمت اون مکان و میبینن روی کرکره برامدگی هایی مثل جای مشت و لگد هست تاکویو و جویین میرن سمت کرکره و تا بازش کنن کرکره زنگ زده بود پس مجبور بودن از پنجره ای جایی برن داخل ران پنجره رو میشکونه و بعدش میرن داخل
تاکویو: ببینین صدا ایجاد کردیم حواستون جمع باشه ممکنه متوجه شده باشن
کوکو: ممکنه که نه حتما متوجه شدن
مایکی: راه بیوفتین...
ریندو: اونجارو... نقشه ی ساختمون
ران: راست میگه
جویین: بزار ببینم...
ا/ت: هم؟؟
سانزو: منم ببینم...عه هر قستی از این ساختمون بریم همشون در انتها به یک مکان بزرگ وصل میشه...
جویین: این خطای قرمز...
کوکو: عوااا.. دست خطو
ا/ت: برگام از این پیوسته خفناس
ریندو: و همونایی که به زور میشه خوندتش
کاکوچو: بچه ها...
همه: بله؟.
ران: بنظرم باید فرار کنیم...
مایکی: چطور مگه چی ش...وضعیت خیت شد...
تاکویو: یا خدا این یوکوتو...
سانزو: دوتاشون از یه طرفن...از اون ور میشه فرار کرد..
ریندو: اون چیه تو دستشششش
جویین: یه سوال اون اسلحه نی؟
ا/ت: دقیقا همینه...اسلحست...
کوکو: یک.... دو.... سه
همشون میدون و اون دوتا هم دنبالشونن(یاد تام و جری افتادم شت) میرن سمت مرکز ساختمون چند نفر چند نفر مخفی میشن و سکوت میکنن یوکوتو و سونا با اسلحه میان داخل مرکز و تک تک همه جا رو. میگردن...ران و ریندو کوکو و کاکوچو رو پیدا میکننو همشون باهم یمان بیرون تا مبارزه کنن که سوپرایزززز سه تا روانیه دیگه هم هستن!
همشون سخت تلاش میکنن جویین هریف دو نفرشون میشد ا/ت هم به سانزو کمک میکرد
تاکویو هم به جویین مایکی هم همراه با کاکوچو و کوکو مبارزه میکرد هایتانی ها هم باهم..
شکست دادن سونا سخت بود چون خیلی فرز بود شکست دادن یوکوتو هم دشوار بود چون دفاعش و قدرت ضربش قوی بود افرادی که سالم موندم با سونا و یوکوتو مبارزه میکنن و اون افراد شامل ا/ت... سانزو... مایکی...تاکویو...جویین هستن با زخم ها و کبودی هایی هم که داشتن بازم سر پا وایسادن و داشتن مبارزه میکردن بعد از یه نیم ساعت مبارزه هم سونا و یوکوتو نفس نفس میزدن و زخمی بودن هم جراحات اون چهار نفر بیشتر شد
...: شبیه به سینما میمونه ولی خسته کنندست....چون برنده مشخصه
سونا: هاه؟...
یوکوتو: این صدا....کای ساما!...
کای: جان دلم؟~
تاکویو: هه...فکر نمیکردم بیای
کای: من از قبل اینجا بودم فقط خواب بودم عجیجم
سانزو: خواب بودییی؟؟ با این همه سر رو صدا بیدار نشدی؟
جویین: این بشر خوابش بسی سنگین است
تاکویو: هم...دقیقا
کای: هااااااااااااا!! تاکویوووو؟! هوی چرا صورتت اینقدر زخمیههههه
سانزو: ما زرشکیم
ا/ت: دقیقا
جویین: اصلا شک نکن
- ۴.۱k
- ۲۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط