ا/ت:رسیدیم ب مغازه ی لباس عروسی

ا/ت:رسیدیم ب مغازه ی لباس عروسی
تهیونگ:کدوم پسندت هست؟
ا/ت:این مدل لباس
تهیونگ :قيمت چنده ؟
فروشنده : این مدل لباس ما پر فروشه ۳۰ ملیونه
تهیونگ:من فقط ۱۹ ملیون دارم
فروشنده:وقتی ۳۰ ملیون نداری عروسی نمی کردی ؟
رسیدیم خونه
مامان ا/ت: دخترم فردا شب حنابنددونه چرا واسه عروسی لباس نخریدی؟
ا/ت:مامان لباس اون مغازه خیلی گرون بود
مامان ا/ت:اشکال نداره ناراحت نشو لباس عروسی منو بپوش
ا/ت:اون که قدیمی هست
مامان ا/ت:چاره ای نداریم
پارت ۵ بزودی خدانگهدار
دیدگاه ها (۰)

پارت. 33

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط