دلبریات زیاده دلبر

دلبریات زیاده دلبر!
امون از قلم ما بریده دیگه !
میترسم دم از زیاد بودنش بزنم فکر کم کردنش به سرتون بزنه .. !
دلبر ، ضعف دلمون واسه دلبرونگیاتون داره اسید تولید میکنه ریشه و تیشمونو میسوزونه !
برق چشامونم دیگه داره فیوزمیپرونه به وقت دیدارتون ..!
مصرف انرژیه گرماییه لبامونم به وقت اجاره نشینیه روی لباتون داره اخطاره وابستگی میده .. یهو نصف شبی مث الان یخ میزنه بهمون پوزخند میزنه واسه نبودنه شما !
نگم براتون از موهامون دلبر ..
باز که میشن ، رو شونه هامون که میریزن ، مثه تارای گیتار آمریکایی نا کوک میشن .. اونا فقط بلندیه چندتا پیازه موعن ، واسه همینه که حرف حالیشون نیست ! هرچقدر میگیم بودن دستای دلبر لابه لاشون حدی داره ، هیچی به هیچی !
نمیفهمن ، نمیخان بفهمن !
دلبر
دلمون بهونه گیره داشتنتونه هر دقیقه .. !
راس گفته اون نویسنده هه که هر که بیشتر میبینمت احتیاجم به دیدنت بیشتر .. بیشتر ... بیشتر ... !
#بط
دیدگاه ها (۵)

دوریو دل تنگ توعم :) زخمیو پنهان منی :)

5 سالی میگذشت از حال و احوال بخت برگشته ی ما از نداشتنِ

تا میایم از اقتصاد و سیاست و مذهب و جنگ و بلای طبیعی بنویسیم...

عجب احساس گند و بد و چرکی به تو دارم !ازت خیلی توقع داشتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط