عشق مافیا

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟓
عشق مافیا

ویو بورام

با جیمین رفتم خونش فردا باید میرفتم وسایلم رو از خونه جونگ کوک بر میداشتم

&به خونه خودت خوش اومدی
-ممنون
&راحت باش فکر کن خونه خودته
-باشه
&چیزی میخوری برات بیارم
-نه ممنون
&باشه من میرم بیرون راحت باش زود میام
-باشه

ویو جونگ کوک

زنگ زدم به یونا بهش گفتم امشب بیاد خونه من

ویو یونا

امشب خونه جونگ کوکم هوف بهتره برم

ویو جونگ کوک

دیدم یونا اومد

سلام قشنگم
-سلام عزیزم امشب خونه توم دیگه
اره

صبح ساعت 11:00

ویو بورام

کارام رو کردم و با جیمین حرکت کردم به خونه جونگ کوک

&چه خونه بزرگی
-هوم خونه جونگ کوک خیلی بزرگه با اینه یه شغل ساده داره

ویو جیمین

چی بورام نمیدونه جونگ کوک ریس مافیا هاس

ویو جونگ کوک

دیدم بورام اومد حتا میخواد وسایلش رو برداره در رو براش باز کردم

-اومدم وسایلم رو بردارم
باشه

ویو یونا

از اتاق اومدم بیرون رفتم پیش جونگ کوک

×جونگ کوک بورا اینجا چی کار میکنه *تعجب
اومده وسایلش رو برداره
×هوم

چند روز بعد

ویو جونگ کوک

میخوام همه رو به یه مهمونی بزرگ دعوت کنم

مافیا مین
=بله قربان
امروز ریس همه مافیا ها رو به یه مهمونی دعوت کن. مخصوصا ریس مافیا پارک
=چشم قربان

ویو جونگ کوک

شب ساعت 8:00 مهمونی شروع میشه باید زود کاری ناتموم رو تموم کنم

ویو جیمین

جونگ کوک یه مهمونی میخواد بگیره رفتم به عموم یعنی ریس مافیا پارک بگم

علامت عموی جیمین : ~

&عمو
~بله
&جونگ کوک ریس مافیا جئون ما رو به یه مهمونی دعوت کرده ساعت 8:00 شبه
~باشه میریم
&باشه.....


ادامه دارد....


ببخشید دیر شد🙏🖤☘️
دیدگاه ها (۴)

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔عشق مافیاویو جیمینساعت 7:00 شب هست تا 1:00 ساعت دیگه م...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟕عشق مافیاویو بورام یه نفر اومد دنبالم که ببرتم تو عمار...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟒عشق مافیاویو بورام ساعت 8:30 از تخت اومدم بیرون یه دوش...

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑عشق مافیاویو جونگ کوک از خونه اومدم بیرون رفتم به کافه...

پارت (اول) (ویو جی وو)صبح با دلدرد شدیدی از خواب بیدار شدم چ...

سلام سلام من اومدم خوشگلا 😂‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۴میخواستم از ا...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط