یک نفرگوشه ی محرابِ دلم زندانی ست!

یک نفرگوشه ی محرابِ دلم زندانی ست!
به خیالشکه درآن جاخبرازمهمانی ست!
دُزدناشی ست به کاهی،دلِ خودخوش کرده
بی نواهیچ نداندکه خودش قربانی ست!
گفتمش:دست بکش ازمنِ ویرانه.برو
ظاهرم گرچه خوشست باطنِ من بارانی ست.
حرف هایم همه راسهل گرفت ونَشِنید!
باخودش گفته که:این شب زده رادرمانی ست!
من به صدگونه زبان گفتمش:ای دیوانه
فکرکردی که مُداوابه همین آسانی ست؟
خنده زدبرمن وبرکُنجِ دلم تکیه نمود
گفت:آخرشبِ یلدایِ تورا پایانی ست
کاش او هم برودازبرِاین سوخته دل
بی سبب در پیِ آرامشِ این توفانیست!
دیدگاه ها (۱)

یک نفرگوشه ی محرابِ دلم زندانی ست! به خیالشکه درآن جاخبرازمه...

یک نفرگوشه ی محرابِ دلم زندانی ستبه خیالش که درآن جا خبر از ...

یک نفرگوشه ی محرابِ دلم زندانی ستبه خیالش که درآن جا خبر از ...

یک نفر گوشه ی محرابِ دلم زندانی ستبه خیالش که در آن جا خبر ا...

یک نفر گوشه ی محرابِ دلم زندانی ست... به خیالش که در آنجا ...

یک نفر گوشه ی محرابِ دلم زندانی ست ! به خیالش که در آن جا خب...

#آخرین‌دل‌نوشتهشرمم کُشد که بی تو نفس می کشم هنوزتا زنده ام ...

.      شب بود و ماه بود و خیابان و..کاش تو      باران و ...

🌱اون شب که بهم گفت نباید دوستش داشته باشم جا خوردم...دوست دا...

🌱پاییز که میاد،انگار دنیا یه جور دیگه‌ای عاشق می‌شه...هوا که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط