My violent mafia

My violent mafia
season۲
Part۳
ویو کوک
صبح روز بعد شد با صدای گوشیم که داشت زنگ میخورد بیدار شدم امیلی بود جواب دادم
امیلی: هی ددی چرا دیشب اینطوری شد
کوک: میخام ی چیزی بهت بگم
من بخاطر پدرت بود که انقدر باهات مهربون بودم من اصلا دوست ندارم من هیچ حسی بهت ندارم
من فقط نمیخاستم کارم تو اون شرکت کوفتی تموم شه ولی دیگه بسه
بخیال من شو من دوست ندارم از اولش من ا.ت رو دوست داشتم فهمیدی
از همون اولش همه چیز دقصیر تو و پدرت بود
دیگه بهم زنگ نزن
و قطع شد
با خودم میگفتم این بهترین کاری بود که میتونستم بکنم نمیدونم چرا با امیلی انقدر راحت بودم ازش متنفرم
ی دفعه ا.ت از خواب بیدار شد
ا.ت: ام صب بخیر
کوک: صب تو هم بخیر گشنته میخای بریم پایین صبحونه بخوریم هوم؟
ا.ت: نه فقط بگو داشتی باکی حرف میزدی
ویو کوک
نمیخاستم بفهمه و ناراحت تر بشه پس بغلش کردم و سرمو بردم لای موهاش
اروم نوازشش کردم و گفتم
کوک: مهم نیست همه چی تموم شده توهم دیگه مال منی
ا.ت: پس اون دختره کی بود راستشو بگو
کوک: من دیشب همه چیو توضیح دادم
ا.ت: حس میکنم دروغ گفتی اخه کی همیکارشو میبوسه هوم؟
کوک: خب راستش اینه که باباش صاحب شرکتی بود که من موقت توش کار میکردم دخترش سینگل بود بخاطر همین باباش گفت بیا با دختر من شب بخاب و اینجور حرفا
منم گفتم بری بیرون و لی من از امیلی خوشم نمیاد دیدی که فقط بوسش کردم باهاش نخابیدم که
ا.ت: پس باید حواسشو جمع کن که دیگه مزاحم منو تو نشه مگر نه میکشمش(کیوت)
کوک: باشه قربونت برم بیا بریم صبحونه بخوریم
ا.ت: باشه
ویو ا.ت
رفتیم پایین و نشتیم دور میز و کلی چیز میز خوردیم بعد کوک رفت اتاقش
نمیدونم چرا ولی دیگه مثل ثابق بهش اعتماد نداشتم
زودی شک کردمو رفتم دنبالش
رفت تو اتاق و درو قفل کرد
ناراحت شدم چند دیقه پشت در موندم تا فکر کنه داشتم صبحونه میخوردم
بعد چند دیقه در زدم
زود درو باز کرد
ا.ت: بیا تو
کوک: بیا
رفتم تو و دیدم داره با لپتاپ کار میکنه نشستم پیشش و نگاه کردم
انقدی کارش طول کشید که خوابم برد...
ویو کوک
ا.ت خوابش برد منم دیگه کارم تموم شده بود لپتاپم رو بستم و گذاشتم کنار ا.ت و بغلش کردم
هی در گوشش پیس پیس میکردم که بیدار شه تا اینکه بیدار شد
کوک: بیدار شدی
ا.ت: اهوم کارت تموم شد
کوک: اره
ویو کوک
ی نگاه به صورت کیوتش و اون لب.ای خوردنیش انداختم
خم شدمو...

ادامه دارد...
شرط:۳۰لایک
چون پارت بعد اسماته براتون میفرستم 🌸✨
دیدگاه ها (۱۷)

My violent mafiaseason2Part5رفتم پایین تهونگ پایین بود رو مب...

My violent mafiaseason2Part6 صبح روز بعد ویو ا.ت با حس گرمای...

My violent mafiaseason۲Part۲رفتیم پایین اون دختره دیگه نبود ...

My violent mafiaseason۲Part۱با دیدن اون صحنه قلبم ریخت... . ...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

طراح عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط