زنگ زدم خونه دختر داییم ،بچش گوشی روبرداشت.
زنگ زدم خونه دختر داییم ،بچش گوشی روبرداشت.
گفتم:سلام،بگومامانت صحبت کنه.
گفت:نمیشه،داله گلیه می تونه :|
گفتم:بابات کجاست؟
گفت:دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه.
گفتم:داداش حامد کو؟گفت:اونم لفته بیمالستانالو بگلده.
.درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می کردم،
بلندگفتم:مگه چی شده؟
گفت:من گم شدم.
گفتم:مگه الان کجایی؟
گفت:زیل تخت.... !!!
...تف تو روحت بچه...
خخخخههه
گفتم:سلام،بگومامانت صحبت کنه.
گفت:نمیشه،داله گلیه می تونه :|
گفتم:بابات کجاست؟
گفت:دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه.
گفتم:داداش حامد کو؟گفت:اونم لفته بیمالستانالو بگلده.
.درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می کردم،
بلندگفتم:مگه چی شده؟
گفت:من گم شدم.
گفتم:مگه الان کجایی؟
گفت:زیل تخت.... !!!
...تف تو روحت بچه...
خخخخههه
- ۶۲۹
- ۱۵ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط