در دلم بنشسته‌ای بیرون میا

در دلم بنشسته‌ای بیرون میا

نی برون آی از دلم در خون میا

چون ز دل بیرون نمی‌آیی دمی

هر زمان در دیده دیگرگون میا
دیدگاه ها (۱)

اے ڪاش ...!!!خیــابانے رابراے روز مبادا ؛نگہ داشتہ بودم!چہ م...

بعضی دردها مثل چایی میمونن با گذشت زمان سرد میشن ولی تلخیش ا...

عشق یعنےسرخے لبهایــتسیـــاهــے چــشمانــتنــبض احســـاســتت...

گول دنیا را مخور......!!ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترندبر...

آبی که از این دیده چو خون میریزدخونیست بیا ببین که چون میریز...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کی؟!...دل در غم عشق تو رسوای ...

چرا ای بنده ای غافل به سوی ما نمی آیی ز حال ما خبر داری چرای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط