وقتی حرفی برای گفتن نیست

وقتی حرفی برای گفتن نیست
باید گذشت و رفت...
مثل عبور از یک خط قرمز...
پرازترس ، پرازدلهره...
ترس از تنهایی ...
ترس از نداشتن تو...
مثل عبور از تمام دوستت دارمهایی که گفتیم و شنیدیم ...
گفتیم اما فراموش کردیم ...
شنیدیم ، اما باور نکردیم...

وامروز میگذرم ...
از تمام آنچه که تو را به من
پیوند میزند...
چه زیبا گفتند :
"که از دل برود ،
هر آنکه از دیده برفت"

*دیگر حرفی برای گفتن نیست*
دیدگاه ها (۱)

نشد که نشد...

روزهای "اول" از"عشق"میگن!!!! ...

انسان بودن زیاد سخت نیستکافیست مهربانے کنےزبانت کہ نیش نداشت...

کاری به کار همدیگر نداشته باشیم ...باور کنید تک تک آدم ها زخ...

بیایید واقعا انقلابی باشیم

درود بهترینای من

نام: قرارداد نفرتPart:⁹عکاس دست‌هایش را به هم زد.«خب، حالا ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط