part
part .1.
(ذهن جی یون * حرف های جی یون +)
(ذهن جونگ کوک &حرف های جونگ کوک_)
* اولین بارم بود که جایی که درس می خونم مختلطه من از دوران دبیرستان سه تا دوست داشتم یکی شوند اسمش کیم سه جو و پارک سه هو بود نمیدونم که اونا هم اینجا قبول شدن یا نه راستش ما تا سه سال پیش چهار نفر بودیم و یک گروه کی پاپ بودیم اون یکی مون که دوست صمیمی ام بود اسمش جانگ سه یون بود .سه یون بخاطر هیترا ریسمون و افسردگی خود ک؛؛شی کرد. من سر این موضوع خودم رو مقصر می دونم هنوز حتی شنیدن اسمش یا هر چیزی که مربوط به اونه منو ناراحت میکنه.زمانی که سه یون این کارو کرد منو اون آمریکا بودیم من تا هفتهی پیش به کره نیومده بودم اون موقع همه میگفتن که تقصیر منه ولی الان همه می دونن که اشتباه می کردن حتی سه هو و سه جو ما تا الان با هم حرف نزدیم مگر اینکه به دعوا ختم بشه. توی این فکرها بودم که به کلاس رسیدم به کلاس درو باز کردم هنوز جز پنج نفر کسی تو کلاس نبود وایی بدبخت شدم 😱😱سه تا شون را میشناختم اولیشون سه هو دومی سه جو و سومی سه اوو جون (دوست پسر سه یون که بخاطر اون با هم دعوا دارن)بچه های دیگه هم دوتا پسر بودن که یکیشون خوشتیپ بود (جونگ کوکو میگه🤣)
& امروز روز اول دانشگاه م بود با تهیونگ که دوست صمیمی ی من هست نشسنته بودیم جز ما سه نفر بودن تا در باز شد یه دختر خوشگل امد داخل همه بهش نگاه می کردن تهیونگ زد به شونم گفت .. بسه نگاه نکن .. سرمو آوردم پایین تا صدای عذرخواهی یکی سر منو تهیونگو آورد بالا انگار اون دوتا دخترا داشتن از دختر خوشگله عذرخواهی می کردند اونم پذیرفت پسره که کنار مون بود پاشد و گفت ..کی از کی عذرخواهی می کنه؟.. دختر خوشگله +.. نکنه توقع داری از تو عذرخواهی کنم هااا.. گفت.. نه لازم نکرده ..بعد رفت بیرون دخترا به دختر خوشگله گفتند .. ولس کن پسر ه دیوانه است .. گفت +.. ولی من درکش می کنم .. وایی. پشمامم هم خوشگل بود هم خفن هم مهربونم..
از زبان تهیونگ
داشتم دعوا رو می دیدم که چشمم به جونگ کوک افتاد خیلی وقت بود اون نگاه خوشگل شو ندیده بودم نکنه عاشق شده تو همین فکرها بودم که خندم گرفت _..به چی می خندی ..گفتم.. به پسرم که عاشق شده .. _ .. از کی تا حالا من پسرت هستمم ..گفتم .. از وقتی که از کل حرفم فقط پسرم و اشتباه گرفتیی ..
&یکی زدم تو شکمش کم کم همه اومدن و استاد اومد و کلاس شروع شد یکم که گذشت تمام شد و ناظم امد داخل همه بلند شدند و شروع کرد..به همتون به کارت داده میشه اون کارت مشخص میکنه که تو کدوم گروه هستید هر گروه از سه دختر و سه پسر تشکیل شده که محل خواب آنها یک پسر و یک دخترند به محض رسیدن به اتاق خودتونو معرفی کنید ..
و رفت و کارت ها رو دادن داشتیم طبق کارت میرفتیم که معلوم شد اتاق منو تهیونگ یکیه تو هر اتاق شیشتا جا بود . سه تا دخترسه تا پسر .رفتیم تو باورم نمیشد دختر خوشگله با همون دوتا دختر و اون پسره که باهاش دعوا شون شده بود بودند فقط تهیونگ میدونه که چقدر زوق کرده بودم
(ذهن جی یون * حرف های جی یون +)
(ذهن جونگ کوک &حرف های جونگ کوک_)
* اولین بارم بود که جایی که درس می خونم مختلطه من از دوران دبیرستان سه تا دوست داشتم یکی شوند اسمش کیم سه جو و پارک سه هو بود نمیدونم که اونا هم اینجا قبول شدن یا نه راستش ما تا سه سال پیش چهار نفر بودیم و یک گروه کی پاپ بودیم اون یکی مون که دوست صمیمی ام بود اسمش جانگ سه یون بود .سه یون بخاطر هیترا ریسمون و افسردگی خود ک؛؛شی کرد. من سر این موضوع خودم رو مقصر می دونم هنوز حتی شنیدن اسمش یا هر چیزی که مربوط به اونه منو ناراحت میکنه.زمانی که سه یون این کارو کرد منو اون آمریکا بودیم من تا هفتهی پیش به کره نیومده بودم اون موقع همه میگفتن که تقصیر منه ولی الان همه می دونن که اشتباه می کردن حتی سه هو و سه جو ما تا الان با هم حرف نزدیم مگر اینکه به دعوا ختم بشه. توی این فکرها بودم که به کلاس رسیدم به کلاس درو باز کردم هنوز جز پنج نفر کسی تو کلاس نبود وایی بدبخت شدم 😱😱سه تا شون را میشناختم اولیشون سه هو دومی سه جو و سومی سه اوو جون (دوست پسر سه یون که بخاطر اون با هم دعوا دارن)بچه های دیگه هم دوتا پسر بودن که یکیشون خوشتیپ بود (جونگ کوکو میگه🤣)
& امروز روز اول دانشگاه م بود با تهیونگ که دوست صمیمی ی من هست نشسنته بودیم جز ما سه نفر بودن تا در باز شد یه دختر خوشگل امد داخل همه بهش نگاه می کردن تهیونگ زد به شونم گفت .. بسه نگاه نکن .. سرمو آوردم پایین تا صدای عذرخواهی یکی سر منو تهیونگو آورد بالا انگار اون دوتا دخترا داشتن از دختر خوشگله عذرخواهی می کردند اونم پذیرفت پسره که کنار مون بود پاشد و گفت ..کی از کی عذرخواهی می کنه؟.. دختر خوشگله +.. نکنه توقع داری از تو عذرخواهی کنم هااا.. گفت.. نه لازم نکرده ..بعد رفت بیرون دخترا به دختر خوشگله گفتند .. ولس کن پسر ه دیوانه است .. گفت +.. ولی من درکش می کنم .. وایی. پشمامم هم خوشگل بود هم خفن هم مهربونم..
از زبان تهیونگ
داشتم دعوا رو می دیدم که چشمم به جونگ کوک افتاد خیلی وقت بود اون نگاه خوشگل شو ندیده بودم نکنه عاشق شده تو همین فکرها بودم که خندم گرفت _..به چی می خندی ..گفتم.. به پسرم که عاشق شده .. _ .. از کی تا حالا من پسرت هستمم ..گفتم .. از وقتی که از کل حرفم فقط پسرم و اشتباه گرفتیی ..
&یکی زدم تو شکمش کم کم همه اومدن و استاد اومد و کلاس شروع شد یکم که گذشت تمام شد و ناظم امد داخل همه بلند شدند و شروع کرد..به همتون به کارت داده میشه اون کارت مشخص میکنه که تو کدوم گروه هستید هر گروه از سه دختر و سه پسر تشکیل شده که محل خواب آنها یک پسر و یک دخترند به محض رسیدن به اتاق خودتونو معرفی کنید ..
و رفت و کارت ها رو دادن داشتیم طبق کارت میرفتیم که معلوم شد اتاق منو تهیونگ یکیه تو هر اتاق شیشتا جا بود . سه تا دخترسه تا پسر .رفتیم تو باورم نمیشد دختر خوشگله با همون دوتا دختر و اون پسره که باهاش دعوا شون شده بود بودند فقط تهیونگ میدونه که چقدر زوق کرده بودم
- ۲۵۰
- ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط