بخار روی چای گفت: زندگی لخظه ای بیش نیست

بخار روی چای گفت: زندگی لخظه ای بیش نیست
تا سرد نشده باید سر کشید
دیدگاه ها (۲)

🍃🍃ای دوست! درد باید، نه ادعا !دلِ بی‌سوز و بی‌درد، مرده‌ای ب...

من با زندگی سرِ آشتی نداشتم؛تو که آمدی، برایش چای دم کردم

((کتاب زندگی))

•┈┈✾•🦋•✾┈┈••چو نیست یک دو نفس بیش، زندگی چون صبحبه خوشدلی گذ...

سلام عشقا، صبحتون بخیر 🤍امروزم هم کارای اداری دارم، هم باید ...

قاب عکست را برداشت، دستی بر روی عکست کشید و گفت: "تو الان با...

دریابرای مرغابی تفریحی بیش نیست،اما برای ماهی زندگیستبرای کس...

زندگی جيره مختصری‌ستمثل یک فنجان چایو كنارش عشق استمثل يک حب...

گاهی همون جایی که باید ترس باشهآرامش پیدا میشه...! مثل این پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط