نیستی
نیستی
اصلا به جهنم که دوستم نداری،
که جایی کنج قلبت ندارم..
اصلا به درک که نیستی،
که زنگ نمی زنی،
که حالم را نمیپرسی،
فکر می کنی برایم اهمیتی دارد
که دوستم نداری؟
نه جانم،
ککَم هم نمیگزد..
خیلی راحت امشب هم مثل هرشب
به رخت خوابم میروم،
پتو را روی سرم میکشم،
ساعتم را کوک نمیکنم،
برای همیشه چشم هایم را میبندم،
و آرزو میکنم خورشید فردا
هرگز از پنجره ی کوچک اتاقم طلوع نکند..
اصلا به جهنم که دوستم نداری،
که جایی کنج قلبت ندارم..
اصلا به درک که نیستی،
که زنگ نمی زنی،
که حالم را نمیپرسی،
فکر می کنی برایم اهمیتی دارد
که دوستم نداری؟
نه جانم،
ککَم هم نمیگزد..
خیلی راحت امشب هم مثل هرشب
به رخت خوابم میروم،
پتو را روی سرم میکشم،
ساعتم را کوک نمیکنم،
برای همیشه چشم هایم را میبندم،
و آرزو میکنم خورشید فردا
هرگز از پنجره ی کوچک اتاقم طلوع نکند..
- ۱.۹k
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط