خدا گفت: زمین سرد است

خدا گفت: زمین سرد است
چه کسی میتواند زمین را گرم کند؟
زن گفت: من میتوانم، خدا شعله به او داد
زن شعله را در قلبش گذاشت، قلبش آتش گرفت
خداوند لبخند زد، زن پر از نور شد، زن زیبا شد
خدا گفت: زن شعله را خرج کن
زن عاشق شد، زن مادر شد، زن مهر شد، زن ماه شد....
در تمام این سالها خدا سوختن زن را تماشا کرد
خدا گفت: اگر زن نبود زمین من همیشه سرد بود...
دیدگاه ها (۱)

من خراب توامآبادم ڪـــــڹ#شهریار

یه عاشق میگه :اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم !اما ….یه عشق و...

همه مارا از"چوب خدا"ترساندندولی!!یکی !!!به " بوسه خدا"امیدوا...

وقتی ریشه داشته باشیوقتی ریشت توخاک باشهلبه پرتگاه میایولی ر...

چه آرزوی قشنگی است زندگی با توتویی دلیل نفس های خسته ام یا ت...

قسمت دو پارت 32

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط