بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت سوم :
پس باید وجود ماوراء الطبیعه را بپذیرند. همین جا یا بحث با جدل به پایان میرسد و یا اگر بحث عقلی دنبال شود، کلاً مسیر و شاخصهها و ادلهها متفاوت می شود، چون ساختمان فکری مبتنی بر مادی بودن عالم هستی، فرو میریزد.
میگویند: حالا شما در همین چار چوب عالم ماده بحث کنید. خب می گوییم: نظم عالم دلیل بر ناظم است، اما عالَم، یک خوراک لذید، یا کمد لباس یا اتاق خواب، یا فقط یک عنصر نمیباشد، پس نه تنها ناظم این عالم، خودش غیر این عالم است، بلکه از علم، قدرت، حکمت و ...، برای چنین نظمی برخوردار میباشد.
نظم عالم، ترکیب و ارتباط منظم و هدفدار تمامی اجزا و عناصر آن است. به عنوان مثال: رابطه ترکیبی عناصری از اکسیژن با ئیدروژن در نسبت معین و لازم،برای به دست آمدن آب که مایه حیات کلیه جانداران است - ارتباط این آب با حرارت و جاذبه- جاذبه با زمین، گردش، جو، کهکشان -حرارت با زمین، خورشید، جو و ...و خلاصه تک تک اجزا و کل همین عالمی که جز آن را قبول ندارند، دال بر نظم واحد و ناظم علیم و حکیمی دارد که دیگر خودش جزو یا عنصری از همین عناصر و اجزا نمیباشد.
ما به این ناظمِ، علیمِ، حکیمِ و قادر، می گوییم: پروردگار عالم، خداوند عالمیان و ... اصراری هم نداریم که از برهان نظم، مهربانی خدا را اثبات کنیم، اگر چه آن نیز اثبات میشود. چرا که مهربانی نیز صفات، حالات و ابزار خود را دارد که منظم است، پس ناظم دارد. هماهنگ است، پس یک ناظم دارد.
اما آنها چون میخواهند به هر قیمتی که شده وجود خدا را نفی کنند، هر سخن غیر منطقی و هر موجود فرضی و اوهامی را قبول میکنند، حتی شانس، تصادف و اتفاقِ بیمحاسبه و بیعلت را بدون آن که دلیل داشته باشند و یا نمونه ای داشته باشد را قبول می کنند؛ اما حقیقتی که نظم عالُم نیز آن را نشان میدهد را تکذیب میکنند!(پایان)
پاسخ قسمت سوم :
پس باید وجود ماوراء الطبیعه را بپذیرند. همین جا یا بحث با جدل به پایان میرسد و یا اگر بحث عقلی دنبال شود، کلاً مسیر و شاخصهها و ادلهها متفاوت می شود، چون ساختمان فکری مبتنی بر مادی بودن عالم هستی، فرو میریزد.
میگویند: حالا شما در همین چار چوب عالم ماده بحث کنید. خب می گوییم: نظم عالم دلیل بر ناظم است، اما عالَم، یک خوراک لذید، یا کمد لباس یا اتاق خواب، یا فقط یک عنصر نمیباشد، پس نه تنها ناظم این عالم، خودش غیر این عالم است، بلکه از علم، قدرت، حکمت و ...، برای چنین نظمی برخوردار میباشد.
نظم عالم، ترکیب و ارتباط منظم و هدفدار تمامی اجزا و عناصر آن است. به عنوان مثال: رابطه ترکیبی عناصری از اکسیژن با ئیدروژن در نسبت معین و لازم،برای به دست آمدن آب که مایه حیات کلیه جانداران است - ارتباط این آب با حرارت و جاذبه- جاذبه با زمین، گردش، جو، کهکشان -حرارت با زمین، خورشید، جو و ...و خلاصه تک تک اجزا و کل همین عالمی که جز آن را قبول ندارند، دال بر نظم واحد و ناظم علیم و حکیمی دارد که دیگر خودش جزو یا عنصری از همین عناصر و اجزا نمیباشد.
ما به این ناظمِ، علیمِ، حکیمِ و قادر، می گوییم: پروردگار عالم، خداوند عالمیان و ... اصراری هم نداریم که از برهان نظم، مهربانی خدا را اثبات کنیم، اگر چه آن نیز اثبات میشود. چرا که مهربانی نیز صفات، حالات و ابزار خود را دارد که منظم است، پس ناظم دارد. هماهنگ است، پس یک ناظم دارد.
اما آنها چون میخواهند به هر قیمتی که شده وجود خدا را نفی کنند، هر سخن غیر منطقی و هر موجود فرضی و اوهامی را قبول میکنند، حتی شانس، تصادف و اتفاقِ بیمحاسبه و بیعلت را بدون آن که دلیل داشته باشند و یا نمونه ای داشته باشد را قبول می کنند؛ اما حقیقتی که نظم عالُم نیز آن را نشان میدهد را تکذیب میکنند!(پایان)
- ۶۵۳
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط