دیدم داری از دور قدم میزنی

دیدم داری از دور قدم میزنی
کنارت یکی هست که من نیستم
تو اونقدر مهو نگاشی و من
میریزه دلم مات می ایستم
تا میپیچه دستاشو دور تنت
یه جور بدی گیج میره سرم
نگات میکنه با یه حال عجیب
میخواد پاره شه این رگ گردنم
میخوام رد شم آهسته از پیشتون
میترسم که شرمنده شی پیش من
نیاری به روت و بخندی فقط
با چشمات بگی خواهشا حرف نزن
حرف نزن هیییییییی هایییییییییی
من عادت ندارم به این حال بد
چیکار کردی بامن که من این شدم
خجالت نکش خوب نگام کن ببین
که بعد از تو من پیر و غمگین شدم
دیگه تا ابد این حوالی منو
نمیبینی بگیر راحت دستشو
نیاد اون روزی که بیای پیشم و
بگی دل برید و ازت خسته شد
دیدگاه ها (۹)

آن دوست که من دارمآن یار که من دانمشیرین دهنی دارددور از لب ...

بلاخره آهنگ لای لالای اسپانیایی رو یاد گرفتم و زدم😄 و این اف...

قسم به تو من دلموبستم به تو طفره نروبده دلتو دست من وبگو مید...

من و تو تنها میشیم آخرمن و عاشق تو از من عاشق ترمن و تو باهم...

« شیطون کوچولوی من »«چهار سال پیش»ــ«فلور..»+«بله بانوی من؟»...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط