یک لحظه کنارم بنشین، حرف زیاد است

یک لحظه کنارم بنشین، حرف زیاد است
بازار غــَـزل بـعـد تو بدجور کـــِـساد است!
.
کمبود تو بیماری سختی است، کشنده!
بی حسی و بی میلی و کم شعری حاد است
.
هرچند که من مـــُــرده ام از دوری ات اما،
برگرد که آغــوش تو یک جور مـــَـعاد است
.
اجــبــار نکردم که کـــنارم بــنـشـیـنـی؛
یک لحظه ولی، لطف بکن! پیشنهاد است
.
وقتی که نباشی به خدا حس غزل نیست
با اینکه دلم لب به لب و حرف زیاد است...
دیدگاه ها (۸)

صحبت از عشق نکن!سجده ی واجب دارد بی وضو دست نجنبان که قلم می...

من یک زنم زنی خانه دار که در کنج مطبخش گاه گاهی شعری زمزمه م...

شب به چشمان سیاهت غبطه دارد ناز منوا مکن چشمت که تا افشا نگ...

قول داده اَم…گاهـــی...هَر اَز گاهـــی...فانـــوس یادَت را.....

اعتماد پارت|۲۳|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط