قضاوت
" قضاوت "
پارت اول
نقش های اصلی : جئون جونگ کوک و جئون ا/ت
نقش های فرعی : پارک جیمین، دکتر، بادیگارد و مامان
(علامت جئون جونگ کوک -)( علامت جئون ا/ت +)( علامت دکتر&)( علامت بادیگارد@)( علامت مامان *)( علامت جیمین =)( علامت ادیتور#)
راوی : ا/ت یه دختر ۲۳ سالست که با یه پسر به اسم جونگ کوک ازدواج کرده
این پسر رئیس بزرگ ترین مافیای جهانه ولی همیشه برای عدالت ادم میکشه و جنایت میکنه برای همین مردم دوستش دارن و در عین حال ازش میترسن
پارک جیمین بزرگترین دشمن جونگ کوکه. جیمین و جونگ کوک یه موقعی بهترین دوستای هم بودن ولی بر اثر یه اتفاق بزرگ دوستیشون بهم خورد و جیمین و جونگ کوک بزرگترین دشمن های هم شدن
وقتی جونگ کوک با ا/ت ازدواج کرد جیمین تصمیم گرفت با کشتن ا/ت جونگ کوک رو عذاب بده اما نقشش شکست خورد ولی اون هنوزم دنبال یه بهونه اس تا به ا/ت اسیب بزنه
ا/ت ویو : از خواب بیدار شدم طبق معمول جونگ کوک داشت صبحونه حاظر میکرد رفتم پایین و دیدم اشپزخونه کلی به هم ریختست
+ جونگ کوک چیکار کردی؟ اینجا چه خبره؟
- عااا راستش میخواستم برات کیک تولد درست کنم تا برات یه هدیه خوب باشه چون فردا تولدته ولی نشد ( با خجالت)
+ اخه چاگیا این چه کاریه تو خودت بزرگترین و بهترین هدیه تو زندگیمی دیگه چی میخوام؟
( بغل کردن)
~ ده مین بعد ~
ا/ت ویو : اشپزخونه رو تمیز کردیم و واقعا خسته شدیم یکم استراحت کردیم و بعدشم یکم خواستم از کیک بخورم که...
پارت اول
نقش های اصلی : جئون جونگ کوک و جئون ا/ت
نقش های فرعی : پارک جیمین، دکتر، بادیگارد و مامان
(علامت جئون جونگ کوک -)( علامت جئون ا/ت +)( علامت دکتر&)( علامت بادیگارد@)( علامت مامان *)( علامت جیمین =)( علامت ادیتور#)
راوی : ا/ت یه دختر ۲۳ سالست که با یه پسر به اسم جونگ کوک ازدواج کرده
این پسر رئیس بزرگ ترین مافیای جهانه ولی همیشه برای عدالت ادم میکشه و جنایت میکنه برای همین مردم دوستش دارن و در عین حال ازش میترسن
پارک جیمین بزرگترین دشمن جونگ کوکه. جیمین و جونگ کوک یه موقعی بهترین دوستای هم بودن ولی بر اثر یه اتفاق بزرگ دوستیشون بهم خورد و جیمین و جونگ کوک بزرگترین دشمن های هم شدن
وقتی جونگ کوک با ا/ت ازدواج کرد جیمین تصمیم گرفت با کشتن ا/ت جونگ کوک رو عذاب بده اما نقشش شکست خورد ولی اون هنوزم دنبال یه بهونه اس تا به ا/ت اسیب بزنه
ا/ت ویو : از خواب بیدار شدم طبق معمول جونگ کوک داشت صبحونه حاظر میکرد رفتم پایین و دیدم اشپزخونه کلی به هم ریختست
+ جونگ کوک چیکار کردی؟ اینجا چه خبره؟
- عااا راستش میخواستم برات کیک تولد درست کنم تا برات یه هدیه خوب باشه چون فردا تولدته ولی نشد ( با خجالت)
+ اخه چاگیا این چه کاریه تو خودت بزرگترین و بهترین هدیه تو زندگیمی دیگه چی میخوام؟
( بغل کردن)
~ ده مین بعد ~
ا/ت ویو : اشپزخونه رو تمیز کردیم و واقعا خسته شدیم یکم استراحت کردیم و بعدشم یکم خواستم از کیک بخورم که...
- ۱۸.۹k
- ۰۲ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط