ویو جونگکوک
ویو جونگکوک
لبخندی زدم..
-همش تقصیر منه که بخاطر همچین چیز کوچیکی انقدر ذوق میکنی،کاش جئونی وجود نداشت و میتونستیم یه زندگی خوب و معمولی داشته باشیم..من میشدم داداش جونگکوک و تو هم آبجی جیسو، ولی نه...الان دیگه نمیشه. اگه جئون تورو پیدا کنه من میمیرم..
ویو نویسنده
ویدیو بعدی و دید..دوست دختر خیلی ریلکس بود و جام خونی که تو دستش بود و هر از گاهی سر میکشید ولی جیسو همش ذوق میکرد و یه جا بند نمیشد. رفت سمت پشمک که بخرتش ولی بادیگارد اومد نزدیک
ب.د:خانم..برای سلامتیتون خیلی ضرر داره،ارباب اجازه نمیدن
دختر بغض کرده با لحن پر از التماس لب زد
×لطفااا بزار بخرمش به داداش جونگکوکم چیزی نگو اون نمیفهمههه
داشت ویدیو رو میدید و خندید
-اره بابا هیچی نمیفهمم...
(پرنسسا دوتا بادیگاردن یکیشون داره قایمکی فیلم میگیره و اون یکی حواسش به جیسوعه)
ب.د:نمیشه..
×اگه نزاری گریه میکنم داد میزنم همه بیان اینجا نجاتم بدن از دست شما
شاهد دیدن این صحنه بود..رفت سمت دوستش
لایان:خودم برات میگیرم
لبخند پسر محو شد..آبجی کوچولوش زیادی حساس بود..اگه حالش بد میشد چی؟با استرس ویدیو هارو پلی میکرد رسید به ویدیو آخر که بالاخره بادیگارد اجازه داده بود دوست جیسو براش پشمک بخره.
لایان:نوش جونت.
جیسو:مرسییییی،لایان میدونی این پشمک خرسی شبیه کیه؟
لبخندی زدم..
-همش تقصیر منه که بخاطر همچین چیز کوچیکی انقدر ذوق میکنی،کاش جئونی وجود نداشت و میتونستیم یه زندگی خوب و معمولی داشته باشیم..من میشدم داداش جونگکوک و تو هم آبجی جیسو، ولی نه...الان دیگه نمیشه. اگه جئون تورو پیدا کنه من میمیرم..
ویو نویسنده
ویدیو بعدی و دید..دوست دختر خیلی ریلکس بود و جام خونی که تو دستش بود و هر از گاهی سر میکشید ولی جیسو همش ذوق میکرد و یه جا بند نمیشد. رفت سمت پشمک که بخرتش ولی بادیگارد اومد نزدیک
ب.د:خانم..برای سلامتیتون خیلی ضرر داره،ارباب اجازه نمیدن
دختر بغض کرده با لحن پر از التماس لب زد
×لطفااا بزار بخرمش به داداش جونگکوکم چیزی نگو اون نمیفهمههه
داشت ویدیو رو میدید و خندید
-اره بابا هیچی نمیفهمم...
(پرنسسا دوتا بادیگاردن یکیشون داره قایمکی فیلم میگیره و اون یکی حواسش به جیسوعه)
ب.د:نمیشه..
×اگه نزاری گریه میکنم داد میزنم همه بیان اینجا نجاتم بدن از دست شما
شاهد دیدن این صحنه بود..رفت سمت دوستش
لایان:خودم برات میگیرم
لبخند پسر محو شد..آبجی کوچولوش زیادی حساس بود..اگه حالش بد میشد چی؟با استرس ویدیو هارو پلی میکرد رسید به ویدیو آخر که بالاخره بادیگارد اجازه داده بود دوست جیسو براش پشمک بخره.
لایان:نوش جونت.
جیسو:مرسییییی،لایان میدونی این پشمک خرسی شبیه کیه؟
- ۲.۰k
- ۰۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط