My professor

My professor
Chapter:2
Part:85

هیزل با صدایی که به زحمت شنیده میشد لب زد:

هیزل :دلم...برای صدات..خیلی تنگ میشه ... از همین الان ... خيلي ... دلتنگشم .....

و اشکای درشتش دونه دونه روی آستین جونگ کوک ریختن و ناپدید شدن ...

تهیونگ از تو چارچوب در به این صحنه خیره شده بود ... زجرآورترین چیز برای تهیونگ دیدن هیزل توی اون وضعیت نبود ... بلکه تداعی شدن صحنه ی قدیمی ای بود که توی اون ، هیزل داشت پیانو میزد ... هیزل عاشق پیانو زدن بود ! ... تهیونگ دستای سوخته و دردناکش رو محکم مشت کرد ... کی تعیین کرده بود که اون دختر دیگه نتونه صدای پیانو رو بشنوه؟

دکتر لعنتی گفت نمیتونم گوشامو بهش بدم ... نمیتونم کاری بکنم ... نمیتونم حتی یه صدا رو
به اون بچه برگردونم ... اما چرا ... خدایا چرا ... چرا؟؟؟؟!!!!! ... چیکار داری میکنی؟ اون برای همچین تاوان بزرگی زیادی کوچیک بود ....هنوز هیچی نمیفهمید، هنوز هیچ اشتباهی نکرده بود ... آه هیزل ... اون دختر حتما تا امروز تو رویاهاش به دختر خودش پیانو یاد میداد ... اما حالا دیگه حتی نمیتونه پیانو زدن دخترش رو بشنوه ... چیکار داری میکنی ؟؟

همونطور که تهیونگ تو سرش با خدا دست به یقه شده بود ،جونگ کوک بی صدا درگیر پاک کردن اشکای بی گذار دخترش بود

دختر حرکت نوک خودکار رو روی دستش حس کرد و نگاهش کرد
«هیزل؟!»

اسمش با دستخطی نوشته شده بود که هیچ شباهتی به دستخط همیشه ی جونگ کوک نداشت
... نه مرتب بود و نه زیبا ... به خاطر لرزش دستای عصبی جونگ کوک کاملا به هم ریخته بود.

جئون شستش رو آروم روی اسم هیزل کشید تا بهش بفهمونه دوباره داره صداش میزنه ...

و جوهر خودکار ر روی دست دختر پخش شد ...
هیزل چشمای منتظر جونگ کوک رو نگاه کرد ... اما جئون با دیدن چشمای هیزل از چیزی که میخواست بگه پشیمون شد و نگاهشو دزدید ....

چشماش به جای امید واهی دادن لبریز شد از شرم و اندوه ...

ادامه دارد....
لایک فراموش نشه 🫐

#رمان #فیک #فیکشن
دیدگاه ها (۵)

My professor Chapter:2Part:86هیزل بهت زده ، با اخم غلیظی چشم...

بانو حمایت شه 🪻 @m.j_i.n

My professor Chapter:2Part:84اما بعد ، یه دفعه، بی مقدمه، تن...

My professor Chapter:2Part:83تهیونگ: میتونیم ببینیمش؟دکتر: ا...

My professor Chapter:2Part:37هیزل متعجب جونگ کوک رو نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط