پارت ۳
پارت ۳
(ببخشید کوتاه هست ولی سعی می کنم پارت های بعد رو زیاد کنم)
ساسکه رو یه گوشه کشید و با نگاهی جدی گفت: «ساسکه... این حس تو نسبت به ناروتو، خطرناکه. برای خودت و براش. تو یه آلفایی از خاندان اصلی. اونم یه امگا بدون طایفه و پشتیبان. مردم دهکده حرف میزنن.»
💙 ساسکه نگاه سردی انداخت: «اجازه میدم مردم حرف بیربط بزنن. ولی اگه یکی جرات کنه بهش توهین کنه...»
🍊 اوبیتو آهی کشید: «هنوز جوونی. نمیدونی که عشق بعضی وقتا به قیمت همهچیز تموم میشه.»
💙 «نه. این بار فرق میکنه.»
ساسکه برگشت و رفت سمت ناروتو که زیر یه درخت نشسته بود و واستاده بود.
🍥 «ساسکه! کجا بودی؟! ناهار رو آوردم! بیا بخوریم!»
لبخند ناروتو🍥 مثل خورشید بود. همون لبخندی که همهٔ تاریکیهای ذهن ساسکه رو روشن میکرد.
ساسکه💙 نشست کنارش و آروم گفت: «ناروتو...»
🍥 «هوم؟»
💙 «هیچوقت ازم دور نشو.»
🍥 ناروتو🍥 یه لحظه جا خورد. بعد با اون لبخند همیشگیاش گفت: «توام هیچوقت ازم دور نشو، بیکار نکن!»
هر دو خندیدن. ولی توی چشمهای ساسکه یه چیز جدید بود. یه چیز که تازه فهمیده بود اسمش چیه.
عشق.
عشقی که از بچگی بوده ولی اسم نداشته. عشقی که حالا بالاخره پیدا شده بود توی دل یه آلفا برای یه امگا بود
ادامه دارد......
(ببخشید کوتاه هست ولی سعی می کنم پارت های بعد رو زیاد کنم)
ساسکه رو یه گوشه کشید و با نگاهی جدی گفت: «ساسکه... این حس تو نسبت به ناروتو، خطرناکه. برای خودت و براش. تو یه آلفایی از خاندان اصلی. اونم یه امگا بدون طایفه و پشتیبان. مردم دهکده حرف میزنن.»
💙 ساسکه نگاه سردی انداخت: «اجازه میدم مردم حرف بیربط بزنن. ولی اگه یکی جرات کنه بهش توهین کنه...»
🍊 اوبیتو آهی کشید: «هنوز جوونی. نمیدونی که عشق بعضی وقتا به قیمت همهچیز تموم میشه.»
💙 «نه. این بار فرق میکنه.»
ساسکه برگشت و رفت سمت ناروتو که زیر یه درخت نشسته بود و واستاده بود.
🍥 «ساسکه! کجا بودی؟! ناهار رو آوردم! بیا بخوریم!»
لبخند ناروتو🍥 مثل خورشید بود. همون لبخندی که همهٔ تاریکیهای ذهن ساسکه رو روشن میکرد.
ساسکه💙 نشست کنارش و آروم گفت: «ناروتو...»
🍥 «هوم؟»
💙 «هیچوقت ازم دور نشو.»
🍥 ناروتو🍥 یه لحظه جا خورد. بعد با اون لبخند همیشگیاش گفت: «توام هیچوقت ازم دور نشو، بیکار نکن!»
هر دو خندیدن. ولی توی چشمهای ساسکه یه چیز جدید بود. یه چیز که تازه فهمیده بود اسمش چیه.
عشق.
عشقی که از بچگی بوده ولی اسم نداشته. عشقی که حالا بالاخره پیدا شده بود توی دل یه آلفا برای یه امگا بود
ادامه دارد......
- ۵۶
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط