بہ تیر #تیز مژگانت،

بہ تیر #تیز مژگانت،
دلم صدبار مے لرزید
بہ دستانت کہ لب دادم،
شروعے سینمایے شد
درون خانہ اے خلوت،
بہ کام شربتے گیرا
نشستم رو بہ چشمانت،
نگاهت ماورایے شد ..
#جواد
دیدگاه ها (۱)

ساعت خانه ی مافصل نمی شناسدتو که می آیی جلو می رودتو که می ر...

دل که در موج سر زلف تو آرامَش نیستمرغ د...

Part13ویو می یوندلم رو به دریا زدم و رفتم پایین دیدم مادرم د...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

وقتی مادرش ازت بدش میومد و دوست داشت کوک با دخترخالش ازدواج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط