چه شبهایی که چون سایه خزیدم پای قصر تو

چه شبهایی که چون سایه خزیدم پایِ قصر تو ، ، ،

به امیدی که مهتاب رُخت بینم در ایوانت . . .❣️

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

هرکه قدر حرف نشناسد مکن با او خطاب ، ، ،🍁 حیف باشد حیف جز با...

مهربان باشامااین را هم بپذیر کههمه تو را دوست نخواهند داشت.....

هیچ چیز قوی‌تر از صبر و زمان نیست و همه چیز برای کسی که می‌د...

باید دنبال خانه ای با بالکن کوچک می‌گشتم ، ، بالکنی به قد یک...

Part 4 : ۷سال پیش وقتی تو فقط ۱۲ سالت بود من و یوگو صمیمی تر...

✍️ «دست سایه را بگیر آفتاب بی‌نظیر!»#بعثت_خون: سرودۀ شاعران ...

♪○ شنی دلم برات حرف بزنه شنی سرمه تو دیوار بزنم ♪♪♪○ شنی بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط