نه قاصدی که پیامی به نزد یار برد

نه قاصدی که پیامی به نزد یار برد
نه محرمی که سلامی بدان دیار برد

چو باد راهروی صبح‌خیز می‌خواهم
که نالۀ سحر من به گوش یار برد
دیدگاه ها (۱)

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

سلام بچه ها اینشون یه نویسنده بینظیر هستند تازه فقط یه پارت ...

P10صبح روز بعد، هنوز هوا کاملاً روشن نشده بود.ساعت پنج و نیم...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟱تهیونگ: مامان گفتم که مهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط